نمایشگاه عكس حماسه 9 دی خبرگزاری فارس

نمایشگاه عكس حماسه 9 دی خبرگزاری فارس(1)
عکس‌های راه یافته به جشنواره عکس حماسه 9 دی / هادی فائزی

مدیرمسئول روزنامه ایران در گفت‎وگو با فارس: مقابله با جریان فتنه را وظیفه خود می‌دانم

مدیرمسئول روزنامه ایران در گفت‎وگو با فارس:
مقابله با جریان فتنه را وظیفه خود می‌دانم

خبرگزاری فارس: مدیرمسئول روزنامه ایران گفت: جریان مقابلی كه فتنه 88 را مدیریت كرد و امثال روزنامه ایران به نبرد با آنها پرداخت، همین جریان همسو با مهدی هاشمی است كه ما مقابله با آنها را تكلیف خود می‎دانیم.


كاوه اشتهاردی در گفت‎وگو با خبرگزاری فارس با منافقانه خواندن موضع‎گیری برخی افراد و جریانات خارج از نظام در محكومیت صدور حكم زندان و شلاق برای وی گفت : این افراد اگر خودشان سر كار بودند در خوش‎بینانه‎ترین حالت، من را بدون محاكمه به 10 سال زندان و 100 ضربه شلاق محكوم می كردند.
مدیرمسئول روزنامه ایران یادآور شد: این موضع‎گیری‎ها را در ادامه سناریوی فتنه خواند و گفت : چگونه آنهایی كه سال گذشته به‎دنبال نادیده گرفتن رای مردم بودند و با رفتارهای خود امنیت كشور را برهم ریخته و حتی افراد بی‎گناهی را به كشتن دادند، ‌امروز ژست فرهنگ و تمدن و طرفداری از حقوق ملت به خود می گیرند و شعار دلسوزی برای این سرباز كوچك نظام سرمی‌دهند .
وی افزود : اتفاقا جریان مقابلی كه فتنه 88 را مدیریت كرد و امثال روزنامه ایران به نبرد با آنها پرداخت، همین جریان همسو با مهدی هاشمی است كه ما مقابله با آنها را تكلیف خود می دانیم.
وی با ابراز تاسف از ورود ناگهانی دستگاه قضایی به برخورد با روزنامه ایران پس از دادگاه مهدی هاشمی كه شائبه حمایت از این مجرم فراری را در اذهان به‎دنبال داشت، تاكید كرد : این‎جانب به دستگاه قضایی انتقادات جدی دارم اما آنها را دشمن مقابل خود نمی دانم،‌ بلكه می گویم این یك سناریوی حساب‎شده است كه دست‎هایی پنهان و اراده‎هایی خاص، ‌این قوه محترم را به برخورد با ما واداشته و همزمان خود در گوشه ای، خوشحال و با خیالی آسوده به فتنه انگیزی‎هایش مشغول است.
اشتهاردی با طرح پرسش هایی درباره حوادث پس از محاكمه خود، گفت : چه‎كسی در روز محاكمه این‎جانب دستور اخراج خبرنگاران را از دادگاه با وجود علنی بودن و اعتراض رئیس دادگاه و اعضای محترم هیات منصفه، صادر كرد؟ چه افرادی تنها یك ساعت پس از برگزاری دادگاه مهدی هاشمی،‌ با یك پیغام تلفنی بخشی از دستگاه قضایی را وادار به برخورد با من كردند؟ چرا برخی رئیس محترم دادگاه را پس از آن جلسه مورد بازخواست قرار دادند كه چرا مانع از دفاعیات من نشده است؟ چه جریانی باعث شد كه با وجود صراحت قانون مبنی بر فرجه مقرر برای صدور رای دادگاه،‌ اعلام نظر قاضی 15 روز به تاخیر بیفتد؟
مدیرمسئول روزنامه ایران در عین حال تاكید كرد : انتقادات و گلایه های ما از قوه قضائیه ربطی به جریانات ضدانقلاب و خارج از نظام ندارد و نیروهای انقلابی و اصولگرا آن‎قدر ظرفیت دارند كه مشكلاتشان را خودشان حل كنند.
گروه غیرقانونی مشاركت در اطلاعیه ای كه مورد استقبال جریانات ضدانقلاب قرار گرفته ، آورده است : "فارغ از خط فكری و وابستگی جناحی مدیرمسئول روزنامه ایران و ظلمی كه این روزنامه در حق خیل آزاداندیشان این مرز و بوم روا می دارد و با دروغ‎زنی و افترا و بهتان از همه كسانی كه منتقد جناح او هستند هتك حرمت می‎كند، محكومیت او به چنین حكمی نه در شأن نظام اسلامی و نه در شأن یك فعال مطبوعاتی است. "

رهنورد:برایم مهم نبود بعد از رژیم شاه چه نظامی بیاید

برای شناخت ریشه‌های عقیدتی زهرا رهنورد شاید هیچ منبعی بهتر از سخنان خود رهنورد نباشد. او در مصاحبه‌ای كه سال‌ها پیش انجام داده و در كتاب سیاستمداران جوان منتشر شده، مفصلاً راجع به دوران كودكی و جوانی خود سخن گفته است.

 

اشاره:

همه ما بسیاری از افراد را می شناسیم كه خود را مسلمان می خوانند و از نظر فقهی نیز چنین است، ولی وقتی پای بررسی اعتقادات آنان وسط می‌آید، روشن می شود كه آنچه آنان اسلام می‌خوانند و بدان معتقدند، مجموعه ای از عقاید غلط و صحیح و راست و ناراست است كه با هم تلفیق شده و معجونی به وجود آورده كه حتی اگر در ظاهر، اسلام باشد ولی دست كم در حقیقت نمی توان آن را چیزی جز «التقاط» نامید و طبیعی است كه از چنین اعتقاداتی نباید انتظار بروز «عمل صالح» داشت.سال قبل كه سخنان شهید دیالمه راجع به برخی عقاید غلط و انحرافی زهرا رهنورد بازانتشار یافت، خیلی از نگاه‌ها به آن سمت خیره شد ولی به دلیل انبوه مسائل، واكاوی درستی در این باب صورت نگرفت. دراین نوشته نیز بطور اجمال فقط به یك گوشه از این مسئله پرداخته خواهد شد؛ ریشه‌ها و شرایط ایجاد این عقاید در زهرا رهنورد.


شاید هیچ منبعی در این باب بهتر از سخنان خود رهنورد نباشد. او در مصاحبه‌ای كه سال‌ها پیش انجام داده و در كتاب سیاستمداران جوان منتشر شده (سیاستمداران جوان، انتشارات اطلاعات، صفحات 253 تا 246) مفصلاً راجع به دوران كودكی و جوانی خود سخن گفته است. ما نیز مروری اجمالی خواهیم داشت بر سخنان او در همین مصاحبه.گرچه رهنورد در آن مصاحبه گفته است كه پس از طی مراحل مختلف، نهایتاً «آزادانه به اسلام روی آوردم» اما در ظاهر، این اسلام تفاوت‌هایی با آنچه ما «اسلام ناب» می‌خوانیم دارد.در ادامه ریشه‌های این مسئله روشن تر خواهد شد.


تأثیر خانقاه و تصوف

---------------------

اولین ریشه های این مطلب به محل تولد او بر می گردد كه ظاهراً نقشی جدی در رویكرد غیر متشرعانه او به دین داشته و به اذعان خودش بسیار بر او مؤثر بوده است: «در خانواده‌ای سنتی و مدرن در محله‌ قدیمی سنتی با نام ظهیرالاسلام نزدیك خانقاه صفی علیشاه به دنیا آمدم. خانقاهی كه مخصوص دراویش و عرفا بود و تأثیر زیادی روی من می‌گذاشت. در خانواده ما سنت‌های بسیار قدیمی و در كنار آن تمام تكاپوهای نوآوری وجود داشت.»


سنتیِ مدرن!

---------------

خانه رهنورد هم خانواده‌ای بزرگ را در خود جای داده بوده، خانواده ای كه در عین «سنتی» بودن، (یعنی رعایت و دل بستن به برخی ظواهر) «مدرن» هم بوده است: «زیبایی های سنتی خانواده، چراغ های لاله مانند و شمایل حضرت علی (علیه السلام)، همه ذهن مرا پر كرده بود و من را عاشق آنها كرده بود. اما خب همواره از سنت های پوسیده بدم می آمد و همیشه در مبارزه بودم. اما در خانواده نوآوری هم بود و آن هم به دلیل وجود نظامی در خانواده بود (پدر و دایی‌های رهنورد، نظامی بوده‌اند). اما یك نكته عجیب در این خانواده بود و آن این كه در متافیزیك غرق بود. یعنی از صبح تا شب به كام ما متافیزیك ریخته می شد. از داستان‌های بسیار عجیب و غریب، از ورود ائمه به خانه، از خواب‌های مقدس. ما تمام مدت در این چیزها غرق بودیم، ولی در عین حال نوآوری‌های عجیب و غریب هم داشت. مثلاً به حجاب اعتقادی نداشت، می‌گفت چیز بی‌خودی است.»


دانشجوی بدون خط قرمز

----------------------------

گـــذشته از این محیط، دوره دانشجویی رهنورد هم دوره خاصی بوده كه در شكل گیری شخصیتش بسیار مؤثر بوده. دوره ای كه در آن برای بسیاری، مبارزه با رژیم، (آن هم تازه در صورتی كه تنها به ژستی روشنفكرانه محدود نمی شد) اصل بوده و هر چیز دیگر فرع: «آن موقعی كه دانشجو بودم هیچ خط قرمزی برای خودم نداشتم. فقط آزادیخواه بودم. ... تمام فكر و ذكرم این بود كه رژیم شاه را براندازیم و رژیم خوبی بیاوریم كه آزادیخواه باشد. حالا چه رژیمی باشد اصلاً مهم نبود. در هر تظاهراتی هم شركت می‌كردیم. هم ماركسیست‌ها، هم ملّی‌ها و هم مسلمان‌ها.»

و البته نباید فراموش كرد كه همین موضوع اصل گرفتن مبارزه، یكی از عللی بوده كه افراد بسیاری را وارد حیطه عمل زدگی افراطی و التقاط عقیدتی نیز می كرده است، چرا كه از نظر آنان فقط چیزی موجّه و درست بوده كه مبارزه را توجیه می كرده: «خود من در یك فاصله كاملاً بی اعتقاد بودم. نه دین سنتی مادرم و مادربزرگم را قبول داشتم نه هیچ چیز دیگر. ... آن دین را نمی پسندیدم. به نظر من نمی‌توانست براندازی كند. مسئله من این بود. به این نتیجه رسیده بودم كه با اعتقادات خانواده ام كاری نمی‌توان از پیش برد.»

روشنفكر روشنفكر دوست!

رهنورد در این مصاحبه از گرایشهای روشنفكری خود هم خبر داده است: «من همان اندازه كه ماركسیسم و اگزیستانسیالیسم می‌خواندم، اسلام هم می‌خواندم. به دنبال حقیقت و زیبایی بودم. هر جا كه باشد. تمام آثار سارتر، ماركس و روشنفكران ایرانی و فروغ فرخزاد و محمد حقوقی را می‌خواندم.»

و ظاهراً همین گرایش عمیق بوده كه او را به همكاری مطبوعاتی با احمد شاملو هم كشانده است. بگذریم كه رهنورد سعی دارد از احمد شاملو (با آن همه روابط جفت و طاق با رژیم) چهره‌ای مبارز تصویر كند: «اولین روزنامه نگاری خودم را با احمد شاملو انجام دادم. مجله «توشه» كه شاملو سردبیرش بود. روزی در راه تابلوی نشریه اش را دیدم. می‌دانستم كه نشریه روشنفكری است. یك مقاله نقد نوشتم و رفتم آنجا. دو ساعتی پشت در اتاق سردبیری كه هنوز ندیده بودمش و تنها به خاطر مبارز بودنش دوستش می داشتم نشستم، تا راه دادند. وقتی داخل اتاق شدم باز هم سرش را از روی كاغذ بلند نكرد و گفت: دختر، چه كار داری؟ گفتم: یك نقد آورده ام. مطلب را دادم و نشستم. بالاخره خواند و یك مرتبه قیافه اش عوض شد. گفت: دختر، اینها را خودت نوشته‌ای؟ گفتم: بله، آقا. این كه چیزی نیست، بهتر از این هم بلدم. تحویل گرفت و گفت: بارك‌الله. باز هم بنویس و بیاور. همه را چاپ می‌كنیم. دو تا مقاله دیگر دادم تا این كه «توشه» توسط رژیم بسته شد.»


اسلام آوردن مدرن به وسیله هنر

-------------------------------------

اما در این بین شاید جالب تر از همه، اعتقادیافتن رهنورد به اسلام باشد. او اگرچه نقل كرده كه به حسینیه ارشاد رفت و آمد داشته و به كلاس‌های شهید مطهری و دكتر شریعتی (خصوصاً دكتر شریعتی، حتی در حد كلاس خصوصی) می‌رفته است، ولی صریحاً اذعان كرده آنچه موجب «معتقد» شدن او گردیده، مطلب دیگری بوده است: «روزی كه مشغول مرتب كردن كتابخانه خواهرم بودم دو تا جزوه دیدم كه ترجمه سید حسین نصر [بود] به نام هنر اسلامی. من هیچ تابویی نداشتم. چه هنر كمونیستی و چه اسلامی همه را می‌خواندم. تا آن را خواندم خیلی خوشم آمد. همانجا در كتابخانه نشستم و تا ظهر اینها را تمام كردم. می‌خواهم این را بگویم كه اولین آشنایی جدی من برای یك اعتقاد اصولی با هنر شروع شد. حتی برادر من كه فیزیكدان بود، هرگز نتوانست مثل من به والایی های اسلام پی ببرد، اگرچه فیزیكدان ها بهتر از دیگران می توانند، لیكن زور هنر خیلی عجیب است. ... آن كتاب از هر رمانی شیرین تر و از هر منظره‌ای زیباتر بود. آن آدم بی شكل از لحاظ اعتقادی، با هنر، معتقد شد. وقتی كه دیدم هنر اسلام این است، پس خود اسلام خیلی بالاتر است.»

و از اینجا بود كه آنچه او در حسینیه ارشاد می شنید و خودش درك می‌كرد و آنچه از دریچه هنر می یافت به آنجا برسد كه او بگوید: «همه آنها دست به دست هم داد تا امروز یك مسلمان نوگرا باشم.»


دیدِ عقب مانده انقلاب اسلامی!

-----------------------------------

و البته چنین بر می آید كه این مسلمان بودن از سنخی است كه یك هنرمند بیشتر می تواند به آن برسد، حتی بیشتر از یك فیزیكدان! و لذا روشن است كه تنها كسانی كه نمی‌توانند به آن برسند عناصر ارتجاعی چون دین شناسان و روحانیون هستند! چرا كه آنان دین سنتی دارند و از همین جهت است كه رهنورد نه به چنین دینی كه از دل كارشناسی اصیل بیرون بیاید اعتقاد دارد و نه طبعاً از پیاده شدن آن خرسند می‌شود، به نحوی كه حتی انقلاب اسلامی راهم «عقب‌مانده» می یابد: «تا موقعی كه نگاه نوآورانه، مبارزاتی و عرفانی به دین پیدا نكردم، از آن دین سنتی بیزار بودم. ... یاد گرفته بودم ولی دین سنتی نداشتم. یعنی در مقطعی كه كسانی دین سنتی داشتند، من اصلاً دین نداشتم. به نظر من نگاه اسلام در كشور ما خوب انجام نشده. انقلاب اسلامی بسیار بزرگ بود، بسیار شكوهمند بود ولی متأسفانه نگاه به دین، به جوانی و به معاصر بودن بسیار عقب افتاده است.»

و از همین روست كه این مسلمان‌نو‌گرا و اسلام شناس نو اندیش! جهت پیشرفت ایران در انتهای مصاحبه پیشنهاداتی مطرح می كند كه یكی از آنها این است: «نگاه به اسلام و دین نوآورانه‌تر شود» و با توجه به آنچه گفته شد می توان دریافت معنای آن چیزی نیست جز تغییر نگاه اصیل و برآمده از اسلام ناب انقلاب اسلامی به جهان.

"نافذ عزام " در گفت‌وگو با فارس: رژیم صهیونیستی آمادگی جنگ جدید را ندارد

"نافذ عزام " در گفت‌وگو با فارس:
رژیم صهیونیستی آمادگی جنگ جدید را ندارد

خبرگزاری فارس: یكی از رهبران جنبش جهاد اسلامی فلسطین با اشاره به تهدیدات اخیر سران صهیونیست برای حمله مجدد به نوار غزه گفت: جنگ غزه چنان پیامد منفی برای رژیم صهیونیستی به بار آورد كه این رژیم آمادگی جنگ جدید در هیچ عرصه‌ای را ندارد.


تهاجم وحشیانه رژیم صهیونیستی در اواخر دسامبر 2008 به ساكنان نوار غزه كه 22 روز طول كشید بیش از هزار و 500 نفر را قتل‌عام كرد در حالی كه نیمی از قربانیان زن و كودك بود.
به این مناسبت خبرنگار فارس در غزه با شیخ "نافذ عزام " عضو دفتر سیاسی جنبش جهاد اسلامی فلسطین مصاحبه‌ای را انجام داد.
وی در این مصاحبه گفت مطمئن است فلسطینی‌ها جنگ 2سال پیش رژیم صهیونیستی را هرگز فراموش نخواهند كرد و از یاد نخواهند برد كه چگونه با شكوه و قدرت در برابر تجاوزات وحشیانه زمینی، دریایی و هوایی رژیم صهیونیستی ایستادگی كردند.

* رژیم صهیونیستی برای سركوب مقاومت به هر سلاحی متوسل شد

وی افزود: رژیم صهیونیستی در این جنگ سه هفته مستمر، خشم و كینه خود را برسر مردم بی‌گناه غزه فرو ریخت و از هر سلاحی برای در هم شكستن مقاومت و ایستادگی نوار غزه استفاده كرد.

شیخ غزام در ادامه گفت: در گذشته قتل عام‌ها و كشتارها بیش از چند ساعت یا چند روز طول نمی‌كشید، مثلا كشتار "دیر یاسین " چند ساعت به درازا نكشید كه طی آن 250 فلسطینی بی‌گناه قتل عام شدند یا كشتار "صبرا و شتیلا " بیش از دو یا سه روز به اجرا گذاشته نشد تا طی آن 5000 هزار كودك، زن، پیر و جوان فلسطینی به فجیع‌ترین شكل سربریده شوند، اما قتل عام غزه سه هفته طول كشید و با وجود ترس و وحشت حاكم بر اثر این جنگ و بمباران‌های وحشتناك صهیونیستی، مردم غزه در برابر اشغالگران سرفرود نیاوردند.

*صهیونیست‌ها از پیامدهای جنگ 22روزه رنج می‌برند

عزام در این مصاحبه كه بمناسبت دومین سالگرد تجاوز رژیم صهیونیستی به نوار غزه صورت گرفت، تاكید كرد: با وجود گذشت دو سال از جنگ رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه آثار این جنگ همچنان در نوار غزه مشهود است و خرابی‌ها و ویرانی‌ها آن و تهدیدات آغاز جنگی دیگر همچنان مشهود است، اما عزم و اراده فلسطینی‌ها نیز همچنان به قدرت خود و حتی قدرتمندتر از گذشته پابرجاست.

این عضو دفتر سیاسی جنبش جهاد اسلامی فلسطین با اشاره به اینكه جنگ برای تل‌آویو همچنان چالش لاینحلی است كه رژیم صهیونیستی را به بن‌بست كشانده و این رژیم همواره از تبعات جنگ غزه رنج می‌برد، گفت: واقعیت امر این است كه پس از این جنگ هر چند كه رژیم صهیونیستی تلاش نموده چهره و وجه خود را در جهان و عرصه بین‌المللی بهبود بخشد اما در عمل ذره‌ای موفق نبوده است.

* تل‌آویو آمادگی درگیری جدید را ندارد

وی گفت: اگر بخواهیم بی‌پرده و صریح سخن بگوییم باید گفت، جنگ غزه چنان پیامد منفی برای رژیم صهیونیستی به بار آورد كه این رژیم آمادگی درگیری جدید در هیچ عرصه‌ای را ندارد با این كه ما باور داریم، تجاوز و جنگ و ددمنشی جزیی جدایی ناپذیر از ماهیت صهیونیست‌هاست و این رژیم به هر طریق ممكن تلاش می‌كند، حلقه فشار بر ملت فلسطین را تنگ‌تر كند.

عزام افزود: اگرچه در حال حاضر جنگی عیان علیه ملت فلسطینی صورت نمی‌گیرد، اما این جنگ در اشكال و انواع مختلف در سراسر سرزمین‌های اشغالی دنبال می‌شود و از آنجا كه رژیم صهیونیستی خیری برای فلسطینی‌ها نمی‌خواهد، بنابراین تفاوتی میان اوضاع حاكم بر نوار غزه با كرانه باختری مشاهده نمی‌شود.

شیخ عزام با اشاره به موضع فلسطینی‌ها در برابر مذاكرات سازش گفت: این موضع بسیار ارزشمند و قابل تقدیری است كه باید تا پایان به آن توسل جست و از سر فرود آوردن در برابر فشارهای آمریكا و رژیم صهیونیستی امتناع كرد.

* مذاكرات سازش به تشكیلات خودگردان ضربه زد

عضو دفتر سیاسی جنبش جهاد اسلامی فلسطین با تاكید بر اینكه مذاكرات بیش از هر كس و هر چیز به تشكیلات خودگردان فلسطین ضربه وارد می‌كند و برخلاف موضع ملت فلسطین و گروه‌های فلسطینی از جمله جنبش فتح است، از تشكیلات خود گردان خواست با پاسخ گفتن به خواست ملت فلسطین از حضور در مذاكرات امتناع كند و درصدد حل چالش‌ها و خطرات داخلی باشد كه موجودیت فلسطین را تهدید می‌كند.

* آشتی ملی باعث تقویت جبهه داخلی فلسطین می‌شود

وی با اشاره به موضوع بسیار با اهمیت آشتی ملی و تلاش‌های به كار گرفته شده برای تحقق آن گفت: با اینكه دو جنبش حماس و فتح در این راه گام‌هایی برداشته‌اند اما از آنجا كه آشتی ملی برای فلسطینی‌ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و به وسیله آن می‌توان درد و رنج ملت فلسطین را كاهش داد و جبهه داخلی را مستحكم نمود و وحدت گروه‌ها و نیروهای مقاومت را تقویت كرد، بنابراین این تلاش‌ها كافی به نظر نمی‌رسد و ضروری است در این راه گام‌های بسیار جدی‌تری برداشته شود.

عزام گفت: ما درك می‌كنیم كه شرایط پیچیده‌ای بر دو جنبش فتح و حماس حاكم است و شكاف‌های بزرگی میان این دو جنبش وجود دارد كه موجب می‌شود، این دو جنبش در موضع‌گیری از یكدیگر فاصله بگیرند اما آنها نباید اجازه دهند، این فضا همچنان به قوت خود ادامه یابد، چون در صورت ادامه یافتن این شرایط بی‌شك تحقق آشتی ملی غیرممكن خواهد بود.

وی افزود: حتی اگر برای اختلاف نظرهای موجود راه حلی یافت نشود، باید با وضع راهكارهایی موقت و تدوین برنامه‌ای مشترك این اختلافات را در ابتدا كنترل و سپس راه حلی منطقی برای آنها پیدا كرد تا بدین طریق بتوانیم بر بحران كنونی فائق آییم.

*همچنان مخالف مشاركت در قدرت هستیم

عزام در پاسخ به این سوال كه چرا جنبش جهاد اسلامی فلسطین درخواست حماس برای مشاركت در دولت "اسماعیل هنیه " را رد كرد، گفت: ما از برادرانمان در جنبش حماس بسیار متشكریم و از اعتماد و اطمینان آنها به جنبش جهاد اسلامی سپاسگزاریم، اما موضع ما در برابر این موضوع كاملا مشخص و روشن است و در این زمینه طی انتخابات 1996 و 2006 نیز صراحتا موضع خود را اعلام كردیم و مشاركت در دولت‌های پیشین را رد كردیم.

وی افزود: موضع جنبش جهاد اسلامی در طول این سال‌ها تغییر نكرده و ما همچنان معتقدیم انتخابات مجلس قانونگذاری و قوه مجریه از رهاوردهای توافقنامه "اسلو "است كه ما آن را از اساس و پایه رد می‌كنیم و با تمام احترامی كه برای برادرانمان در جنبش حماس داریم، مشاركت در این دو عرصه را نمی‌پذیریم.

شیخ عزام تاكید كرد: موضع و برنامه سیاسی جنبش آشكار و روشن است و عدم مشاركت ما در قدرت به معنای دوری ما از عرصه فلسطین یا بی‌تفاوت بودن در برابر آن نیست.

* اعلام آمادگی جهاد اسلامی برای همكاری با حماس و فتح

وی در پایان آمادگی جنبش جهاد اسلامی فلسطین را برای همكاری با دو جنبش حماس و فتح و هر جنبشی كه به نحوی در قدرت نقش دارد، اعلام كرد و شرط آن را در نظر گرفتن منافع ملت فلسطین و گام برداشتن در مسیر تقویت و تحكیم مقاومت دانست.

عاشورا، فائزه،آقازادگی، خاتمی،جماران، خواهرزاده موسوی، سوت‌وکف

عاشورا، فائزه،آقازادگی، خاتمی،جماران، خواهرزاده موسوی، سوت‌وکف

محمد مهدی تهرانی: همه چیز انگار از عاشورا شروع شد. عاشورای 88 مملو از گزاره‏های معنادار برای تاریخ ایران اسلامی بود؛ مملو از حرف‏ها و کلید واژه‏ها. آن روز انگار تاریخ ایران اسلامی ورق دیگری خورد. تمام اهانت‏ها و جسارت‏های مطبوعات دوم خردادی طی سال‏های اصلاحات یک‌باره به دست مردم خداجوی موسوی به تصویر کشیده شد و اوج التزام و پایبندی سبزها به شعایر دینی به نمایش درآمد.

عاشورا معضل آقازادگی در ایران را برملا کرد. پرده از نیت‏ها و منش و روش سبزها برداشت و ماجرای فتنه را مختومه کرد. حرمت شکنی‏های فاطمیه و پایکوبی‏های خیابانی قبل از انتخابات به عاشورا رسید تا بعد از به بازی گرفته شدن رنگ سبز نوبت به رنگ سیاه عزای سیدالشهداء(ع) برسد و از این طریق برآوردی روشن از پایگاه اجتماعی دو جریان اکثریت و اقلیت به نمایش گذاشته شود.

مصونیتی به نام آقازادگی موجب شرمساری نظام قضایی خواهد بود

آن روزها اگرچه نقش‏آفرینی آقازاده‏ها مشخص شده بود، اما هنوز عزمی برای برخورد با آنها دیده نمی‏شد. دكتر الهام در پاسخ به سؤالی درباره برخورد قوه قضائیه با آقازاده‌ها در موضوعات اقتصادی و در حوادث بعد از انتخابات گفت: «برابری در مقابل قانون به ویژه قانون جزا، مهم‌ترین رکن احساس امنیت قضایی است. اگر قوه قضائیه در این خصوص اهمال کند، احساس امنیت قضائی آسیب می‌بیند.»

تاسوعا، جماران و عزاداری با کف و سوت

سبزها در روز تاسوعا در جماران گرد خاتمی جمع شدند تا با کف و سوت، عمق اعتقادشان به سیدالشهداء را به نمایش بگذارند. مدعیان خط امام باز هم کف و سوت‏ها را ندیدند و آن قدر زبان در کام گرفتند که در عاشورا حتی خیمه‏های عزای سیدالشهدا و قرآن مجید هم به آتش کشیده شد.

سکولارها، ضد دین‏ها و سلطنت طلب‏هایی که با انقلاب و امام مشکل داشتند و سال‏ها کینه امام را در دل داشتند، به واسطه آنچه جریان فتنه، مجال خود نمایی یافتند و شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" سردادند. هر چه گذشت صف بندی‏ها مشخص تر شد و پایگاه اجتماعی دو جریان اکثریت و اقلیت حاضر در کشور روشن‏تر شد، به‌طوری که بعد از عاشورا دیگر همه می‏‏دانستند چه خبر است. در واقع اگر تا پیش از آن می‏‏بایست با تلاش فراوان عمق نفاق و رویکردهای ضددینی جریان ساختارشکنان برای مردم شرح داده می‏‏شد، این بار نفاق عریان شد تا همه حق و باطل و حامیان آن را بازشناسند.

اشرافیت حامی اصلاحات و سکوت و رخوت مدعیان خط امام زمینه میدان‎داری افراطیون ساختارشکن را فراهم کرد. جسارت‏ها اگر چه بی حد و حصر بود اما کسی تا کنون جرأت نکرده بود حرمت عاشورای امام حسین(ع) را بشکند و آن را با کف و سوت بگذراند. طبیعی بود که در این شرایط، جریان نفاق در سیر استدراجی خود سرعت دو چندان بگیرد.

در روز تاسوعا جمعیت اندک فتنه‌گران به گونه‏ای بود که حتی ناامیدی خبرگزاری فرانسه، رویترز، الجزیره را نیز در پی داشت. خبرنگار خبرگزاری فرانسه در تهران در ارتباط تلفنی با شبكه تلویزیونی فرانس 24 در پاسخ به سؤال مجری برنامه مبنی بر اتفاقات روی داده در تهران گفت: «فقط چند صد نفر به دعوت گروه های مخالفان پاسخ مثبت دادند و به خیابان‌های مناطق مركزی تهران و به طور مشخص‌تر به خیابان انقلاب ریختند تا برای برگزاری تظاهرات تلاش كنند اما پلیس كنترل مركز تهران را در اختیار گرفت و تظاهر كنندگان متفرق شدند.»

الجزیره انگلیسی نیز گزارش داد خبرهای دریافتی از ایران حاكی است در اطراف میدان انقلاب شمار معدودی از مردم شعارهایی سرداده اند و سپس متفرق شدند. خبرنگار بی‌بی‌سی هم كه از تجمع پرشمار جریان فتنه برای سوءاستفاده از عزاداری روز عاشورا ناامید شده بود، دلیل این مسئله را عدم صدور اطلاعیه رسمی از سوی رهبران این جریان دانست. خبرگزاری رویترز هم كه گویا پس از مشاهده جمعیت پراكنده و كمتر از 500 نفره اغتشاشاگران ترجیح داده بود اخبار را به نقل از سایت‌های ضدانقلاب ایرانی منتشر كند، به نقل از خبرنگار مستقر خود در دفتر تهران خبری روی خروجی نداد.

مردم هتاكان را از جماران بیرون كردند/سخنرانی خاتمی نیمه‌تمام ماند

فتنه‌گرانی كه در شب عاشورای حسینی با حضور در حسینیه مقدس جماران به سردادن شعارهای انحرافی پرداخته و همزمان با حضور خاتمی در حسینیه سوت و كف زدند، با خشم مردم انقلابی حاضر در حسینیه مواجه و از این محل اخراج شدند.

در جریان این برنامه، مشاجره‌های لفظی میان هتك حرمت‌كنندگان شب عاشورا و عده‌ای دیگر كه به این رفتار معترض بودند، بالا گرفت و در ادامه منجر به زد و خوردهایی شد. در ادامه برنامه در حالی كه خاتمی سخنرانی خود را آغاز كرده بود، درگیری میان افراد در محوطه بیرونی حسینیه جماران آغاز شد و سپس نیروی انتظامی با ورود به محل تلاش كرد كنترل اوضاع را به‌دست بگیرد.

برخی افرادی كه با نیروی انتظامی درگیر شده بودند، پس از متفرق شدن، اقدام به صدمه زدن به اموال شهروندان از جمله تعدادی از اتومبیل‌های پارك شده در خیابان یاسر منتهی به جماران كردند.

در داخل حسینیه جماران و اوسط سخنرانی خاتمی نیز در حالی كه چندین بار هتك حرمت شب عاشورا توسط فتنه‌گران با اقدام به كف زدن تكرار شد، درگیری‌ها بالاگرفت و تعدادی از حاضران با سردادن شعارهایی مانند "منافق حیا كن، جماران را رها كن" خواستار خروج این افراد از حسینیه شدند. خاتمی با مشاهده این وضع، سخنرانی خود را قطع كرد و محافظانش بلافاصله او را به بیرون منتقل کردند.

تاریخ تكرار نشد/ مردم‌حسینی‌تهران یزیدیان را فراری دادند

هر گونه که بود، عاشورا بالاخره رقم خورد و پای کف و سوت‏های شب گذشته در جماران به خیابان‏ها رسید تا خیمه‏های عزای سیدالشهداء(ع) نیز به آتش کشیده شود. از صبح عاشورا عده‌ای كه به صورت سازماندهی شده بدون حمل هرگونه ادوات مخصوص عزاداران و دسته‌جات عزاداری، نمادهای سبز اموی را حمل می‌كردند، به صورت سازماندهی شده از خیابان‌های اسكندری به سوی تقاطع خیابان توحید، میدان فردوسی به سمت میدان انقلاب، میدان امام حسین(ع) پل چوبی، خیابان حافظ به سمت چهارراه كالج و چهارراه ولی‌عصر حركت كردند و با اخلال در عبور و مرور عزاداران و مردمی كه در تردد به سمت مجالس عزاداری بودند، شعارهای انحرافی سردادند.

برخی بقایای فرقه موسوی شعارهای "مرگ بر دیكتاتور" و "یا حسین میرحسین" را در حالی كه دست‌های خود را بالای سر گرفته و به هم می‌زدند، تكرار می‌كردند.

این افراد كه به چوب، چماق و سنگ مسلح بودند، پس از هر درگیری با نیروهای انتظامی و متفرق شدن، به خیابان‌های فرعی هجوم می‌آورند و با تخریب اموال عمومی به‌ویژه شكستن شیشه‌ها قصد داشتند، به زور وارد منازل مردم شوند كه در برخی موارد به‌دنبال مقاومت صاحبان منازل، اغتشاش‌گران آنان را مضروب و به منازل نیز خساراتی وارد كردند.

آشوبگران در تقاطع اسكندری- آزادی با كندن میله‌های خطوط ویژه اتوبوس‌های تندرو و قرار دادن آن‌ها در وسط خیابان تلاش كردند تردد مردم را مختل كنند.

این افراد هر خودرویی را كه گمان می‌كردند ارتباطی با نیروهای انتظامی و یا مردم مؤمن دارد، با سنگ مورد حمله قرار می‌دادند.

اغتشاش‌گران در تقاطع كریمخان- حافظ، دو خودروی پلیس را آتش زدند و تاكنون آتش زدن 26 موتور از موتورهای ناجا و مردم نیز گزارش شده است. این افراد، همچنین در مسیرهای اصلی اقدام به آتش زدن سطل‌های زباله و قرار دادن آن‌ها در وسط خیابان كردند، به طوری كه دود ناشی از این اقدام برخی خیابان‌ها را فراگرفت.

عزاداران عاشورایی به میدان آمدند

تمام شدن مراسم‌های عزاداری با نماز ظهار کافی بود تا جمع کثیری از عزاداران به خیابان‏ها بیایند و رو در روی فتنه‏گران بایستند. شمار قابل توجهی از مردم نیز در تقاطع انقلاب- فلسطین تجمع كردند. این افراد با سردادن شعارهای انقلابی از جمله "لبیك یا خامنه‌ای لبیك یا حسین است" و سینه‌زنی، اقدامات خرابكارانه اغتشاش‌گران را محكوم كردند.

حاج سعید حدادیان که در دانشگاه تهران به عزاداری پرداخته بود، با جمعی از مردم و دانشجویان در خیابان انقلاب حاضر شد. دیگر بغض دیرین انقلابیون ترکیده بود. عاشقان ولایت، شعارهای "الله اكبر خامنه‌ای رهبر"، "حزب فقط حزب الله، سید علی روح الله"، "منافق حیاكن عاشورا را رها كن" و "مرگ بر منافق"، "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی"، "ماشالله حزب الله"، "مرگ بر منافق"، "این همه لشكر آمده به عشق رهبر آمده"،‌" وای اگر خامنه‌ای حكم جهادم دهد، ارتش عالم نتواند كه جوابم دهد" سر دادند و هرلحظه بر شمار راهپیمایان مردمی افزوده می‏شد.

امویان در حاشیه میدان ولی‌عصر(عج) تهران، پرچم‌های مقدس یا زهرا(س) و یا حسین(ع) را پاره و كیوسك پلیس را نیز آتش زدند. تعداد زیادی از بانوان عزادار حسینی(ع) نیز در خیابان حافظ به سمت تقاطع كالج راهپیمایی كردند. راهپیمایان كه پرچم های عزای حسینی و پرچم جمهوری اسلامی ایران را در دست داشتند، با سر دادن شعارهای انقلابی مانند "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی" حركت اغتشاش‌گران را محكوم كردند.

همچنین گروه های مردمی با حركت روی پل حافظ جمهوری بر ضد اغتشاش‌گرانی كه تعدای از آن‌ها در مسیر خیابان جمهوری بودند، شعار دادند. صدها موتور سوار نیز كه پرچم های هیئات خود مركب از "یاحسین"، "یا مهدی ادركنی" و... را به دست گرفته‌اند، به طور مستمر در خیابان انقلاب به گشت زنی پرداختند.

قتل مشکوک خواهر زاده موسوی

بنا بود با انتشار خبر قتل خواهرزاده موسوی موج جدیدی از مظلوم‏نمایی و آشوب‏طلبی کلید بخورد که فتنه‏گران در این راه ناکام ماندند. قتل خواهرزاده موسوی در حالی در محدوده چهارراه کالج یکی از مراکز تجمع اغتشاشگران صورت گرفت که گزارش ها حاکی از استفاده از اسلحه مخصوص تیم‏های ترور در این اقدام مشکوک داشت، چنانکه نوع سلاح و گلوله استفاده شده در این حادثه، نوعی خاص و کمیاب از گلوله وسلاح مخصوص تیم های ترور بود.

گفته می شد بیش از ده نفر از اعضای کددار سازمان منافقین در اغتشاشات روز عاشورا بازداشت شده‏اند. دکتر مرندی استاد دانشگاه تهران در گفتگو با شبکه تلویزیونی الجزیره از ابهامات کشته شدن خواهر زاده میرحسین موسوی سخن گفت و این واقعه را مطابق شواهد موجود مشکوک توصیف کرد. او گفت: «من دقیقا نمی دانم كه تعداد كشته ها چقدر است اما از چهار نفری كه كشته شدند، تنها یك نفر به ضرب گلوله كشته شد كه آن یک نفر خواهرزاده آقای موسوی بود!» انگار قرار بود ماجرای ندا آقاسلطان تکرار شود و ماجرای خونخواهی به راه افتد و این همه با همراهی نکردن خانواده خواهرزاده موسوی و نیز خروش انقلابیون به واسطه هتک حرمت عزاداری سیدالشهدا(ع) ناکام ماند.

اطلاعیه ناجا که کمی بعد منتشر شد، خود گواهی بر مشکوک بودن ماجرا بود. در این اطلاعیه تصریح شده بود: «آقای سید علی موسوی حبیبی بدون این‌كه در صحنه اغتشاشات حضور داشته باشد در یكی از خیابان‌های فرعی تهران(خیابان شادمان)، در حدود ساعت 12 الی 13 ‌ششم دی در حین حركت، به دست سرنشینان یك دستگاه خودرو با سلاح گرم هدف ترور قرار گرفته كه به علت تأخیر در انتقال به بیمارستان دچار خون‌ریزی شدید شد و فوت كرد.»

روایت امام جماعت نماز ظهر عاشورا از حمله طرفداران موسوی

حجت الاسلام صالحان امام جماعت نماز میدان جمهوری در گفتگویی اتفاقات روز عاشورا را تشریح کرد. او گفت: «ساعت 11:40 این اغتشاشگران از بالا به خیابان نواب سرازیر شدند به گونه ای که پشت صفوف نماز خانمها رسیدند، اتفاقا پشت صف خانمها سطل زباله های قابل اشتعال که همواره ابزاری برای این جماعت است و شهرداری هم رسیدگی نمی کند وجود داشت که عده ای که نمادهای سبز داشتند قصد به آتش کشیدن آنها را داشتند که با ممانعت برخی از اعضای هیات و بسیجی ها جلوگیری شد.»

وی با بیان اینکه اگر این سطل ها آتش می‏گرفت خانمها که نزدیک آنها بودند هم می‏سوختند گفت:«زمانی که از آتش زدن سطل زباله ناتوان شدند، ضلع غربی را که شهرداری از یك هفته قبل كنده بود باعث شد که سنگهایی در اختیار اغتشاشگران قرار گیرد، و سنگها هم به گونه‏ای بود که حدود 10 متر را در اختیار آنها قرار داده بود تا سنگ‏پرانی کنند لذا موفق به این کار شدند.»

صالحان به مجروحان این حادثه اشاره کرد و اظهار داشت:«یكی از رفقای ما كه خلبان ایران ایر است با همسر و فرزندش آمده بود که قصد داشت در برابر این جماعت بایستد ولی متاسفانه ایشان را در برابر همسر و فرزندش کف خیابان خواباندند و به شدت وی را مجروح کردند، همچنین بینی یکی دیگر از افراد را شکستند، و علیرغم اینکه دوستان از اصابت سنگها به بنده و مردم جلوگیری می‏کردند یکی از سنگها نیز به بنده خورد و من از ناحیه گوش و صورت به شدت زخمی شدم.»

حضور فائزه هاشمی در هتک حرمت عاشورا

کمی بعد فیلمی منتشر شد که از حضور فائزه در جمع اغتشاشگران روز عاشورا حکایت داشت. خبرگزاری فارس طی خبری نوشت:«فائزه هاشمی پس از چند روز سپری كردن تعطیلات در شمال كشور، روز عاشورا هم به جمع آشوبگران در تهران پیوست.»

این خبر می‏افزود:«فائزه هاشمی كه در چند روز تعطیلات در تفرج در شمال كشور بسر می‌برد این منطقه را به قصد حضور در اغتشاشات روز عاشورا تهران ترك كرد. وی روز عاشورا به همراه حدود 15 نفر از بستگان و خانواده در اغتشاشات حضور پیدا كرد.»

نامه سرگشاده سیدحمید روحانی به هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی در مقابل اهانت‏هایی که در روز عاشورای حسینی صورت پذیرفت، سکوت کرد. در این زمان بود که حمید روحانی قلم به دست گرفت تا هاشمی رفسنجاین را مخاطب خود قرار دهد.

سید حمید روحانی نوشته بود: «باور این جمله به نقل از شما در رسانه‌ها سخت است كه: "جمهوری اسلامی حمایت مردم را از دست داده است"!! (گاردین سایت بی بی سی، 27 / تیرماه / 88 ) آیا می‏دانید كه استكبار جهانی و در رأس آن شیطان بزرگ اگر روزی این دروغ را باور كنند كه "جمهوری اسلامی حمایت مردم را از دست داده است" در یورش به ایران درنگ نمی‌كنند؟ آیا این گونه سیاه‌نمایی‌ها آب به آسیاب دشمن نمی‌ریزد؟ و دشمن را به طمع نمی‌اندازد؟»

در این نامه آمده بود: «جنابعالی با این اشتباه آشكار كه در زندگی سیاسی خود دارید، چگونه خود را در حد امام می‌نمایانید؟! امام را در جریان بنی‌صدر به زیر سؤال می‌برید و ادعا می‌كنید كه امام به سبب اینكه در جامعه حضور نداشت از ماهیت بنی‌صدر آگاهی نیافت و جنابعالی چون در میان مردم بودید و در اجتماع حضور فیزیكی داشتید، بنی صدر را به درستی شناخته بودید و خطر او را دریافته بودید لیكن امام خطر را برنمی‌تافت! و از بنی‌صدر حمایت می كرد و سرانجام دریافت كه نظر شما درست و مطابق با واقع است! و …جنابعالی اگر به راستی این ادعا را باور دارید كه امام به سبب اینكه در اجتماع حضور نداشت، بنی‌صدر را به درستی نشناخته بود و به ماهیت او پی نبرده بود، باید عرض كنم كه هنوز امام را نشناخته‌اید.»

سید حمید روحانی با اشاره به نامه منتشر شده از سوی هاشمی خطاب به او نوشت:«این نخستین‌بار نیست كه جنابعالی برای به زیر سؤال بردن كسانی كه به نقد از كار و كردار شما برخاسته‌اند به اتهام‌ زنی روی می‌آورید و تلاش می‌كنید كه منتقدان را با لجن‌پراكنی و پیرایه‌تراشی خاموش سازید، زبان‌ها را ببندید، قلم‌ها را بشكنید و همگان را به تسلیم و كرنش وادارید. شما در پی رحلت امام عزیز آن روز كه بر تخت ریاست جمهوری تكیه زدید و بر این باور بودید كه حرف و سخن و رأی و نظر شما باید "فصل الخطاب" باشد! آیا به یاد دارید كه با برخی از همسنگران دیرینه خود به جرم اینكه در برابر حرف و نظر شما حرف داشتند و به نقد و نظر می‌پرداختند چه رفتاری كردید؟ آیا به یاد دارید كه به آقای كروبی چه نسبت‌های ناروا دادید؟! آیا می‌دانید كه نسبت به حاج خانم كروبی، آن بانوی سخت كوش، دلسوز و وفادار به كانون خانواده كه همه توان خود را در راه خدمت به كشور و ملت به كار گرفته بود، چه ظلم و جفایی كردید؟! آیا بر این باورید كه تاریخ این ناروایی‌ها و جفاكاری‌ها را به دست فراموشی می‌سپارد؟ البته چوب این رفتار ناشایست خود را نیز خوردید و آنچه را كه به ناحق به دیگران نسبت دادید دامنگیر خودتان شد؛ اما دریغ كه درنیافتید، به خود نیامدید و باور نكردید كه "دار دنیا دار مكافات است."»

روحانی افزود:«به دنبال نامه سرگشاده جنابعالی به مقام معظم رهبری و اولتیماتومی كه در آن نامه داده بودید، نیروهای انقلابی و حزب‌اللهی و دلسوزان و وفاداران به نظام جمهوری اسلامی نگران و اندیشناك شدند كه مبادا جنابعالی در اندیشه جدایی از رهبری و مخالفت با ایشان باشید. در پی آن مطرح شدن شورای رهبری و زمزمه آن از سوی جنابعالی این نگرانی را بیش از پیش قوت بخشید كه جنابعالی نقشه‌هایی در سر دارید. بسیاری از موضع گیری‏های مردمی بر ضد شما نیز ریشه در این رفتار نامناسب شما داشت. در چنین شرایطی خرد و مصلحت اقتضا می‌كرد كه جنابعالی پیروی خود را از مقام رهبری و لزوم اطاعت از ایشان را با صراحت و بی‌پرده اعلام كنید و به نگرانی‌ها پایان دهید، لیكن جنابعالی نه تنها این كار را نكردید بلكه اعلام كردید كه "من 50 سال با آیت‌الله خامنه‌ای رفیقم"! و بدین گونه از روشن كردن موضع خود در برابر رهبری سر باز زدید. آیا مخاطب از این جملة شما این برداشت را نمی‌كند كه به اصطلاح معروف در میان دعوا نرخ تعیین كردید و جایگاه خود را نشان دادید؟! و انگار با زبان بی‌زبانی خواستید بگویید كه من نیز در سطح ایشان و در همان قد و قواره‌ام؟! و می توانم در همان جایگاه قرار بگیرم؟!»

بزرگ‌ترین خطر غرور، خودخواهی، خودبزرگ‏بینی و افتادن در ورطه لیبرالیسم است

سید حمید روحانی تصریح کرده بود: «امروز بزرگ‌ترین خطری كه پیروان خط امام را تهدید می‌كند افزون بر غرور، خودخواهی و خودبزرگ‌بینی و فرو افتادن در ورطه سیاست شوم لیبرالیستی است كه خطر آن برای حوزه‌های اسلامی و مقامات روحانی از خطر ماركسیسم به مراتب بیشتر و شكننده‌تر است؛ چنانكه تحجرگرایی نیز برای روحانیت از زهر هلاهل خطرناك‌تر می‌باشد، لیكن آن چه امروز یاران امام را به سقوط و بی‌آبرویی تهدید می‌كند و از مردم جدا می‌سازد، اندیشه استعماری لیبرالیستی است كه حتی بزرگانی چون آقای منتظری را از امام و انقلاب گرفت و از مردم جدا كرد و امروز نیز می‌بینیم كه چهره‌هایی انقلابی،‌ با پیشینه درخشان خط امامی را، به كام خود فرو برده و رویاروی مردم قرار داده است.»

او با اشاره به خطر لیبرالیسم آورده بود:«یكی از آثار شوم گرایش به لیبرالیسم جدا شدن از مردم است. لیبرالیست‌ها هیچ گاه با مردم حركت نمی‌كنند، در صف مردم حضور ندارند، در تظاهرات و راهپیمایی‌های مردمی دیده نمی‌شوند، زبان مردم را درك نمی‌كنند، خصلت مردمی ندارند، از مردم فراوان دم می‌زنند، لیكن از راه و مرام مردم بیگانه‌اند نمونه آشكار این جریان "نهضت آزادی " است كه از روز موجودیت خود تا به امروز (جز در مقطع كوتاهی كه به ظاهر پشت سر امام ایستاد) هیچ گاه نتوانسته است پایگاه مردمی به دست آورد، همراه با مردم حركت كند و در صف مردم بایستد. امروز می‌بینیم كه شماری از كسانی كه از یاران امام شمرده می‌شدند به دنبال فرو غلطیدن به ورطه لیبرالیسم و پیوستن به باند "تسلیم‌طلبان "، به كلی از مردم جدا شده‌اند، در تظاهرات میلیونی كه در روزهای اخیر در اعتراض به هتك حرمت به امام در سراسر كشور برپا گردید، از این جناح ـ‌ به ویژه در تهران‌ـ در میان راهپیمایان و تظاهركنندگان كسی دیده نشد و خواهان مجوز برای راهپیمایی مستقل شدند!! انگار ننگ داشتند كه در تظاهرات مردمی شركت كنند! و همراه و همگام با مردم باشند! لابد تظاهرات میلیونی مردم در سراسر كشور را از مشتی "لباس‌شخصی‌ها " می‌پندارند!! و "مردم " از دید آنان كسانی هستند كه به باند "تسلیم‌طلبان " وابسته باشند و در مقابل بیگانگان ـ به ویژه شیطان بزرگ‌ـ كرنش كنند و تسلیم باشند و در برابر نظام اسلامی گردنكشی، یكدندگی و ستیزه‌جویی به خرج دهند و به اصطلاح "عرف بین‌المللی " را رعایت كنند و بی‌جهت برای ایران دشمن نتراشند!»

سکوت معنادار هاشمی در برابر اهانت‏های عاشورا

با گذشت روزها از رسوایی عاشورای سبزها؛ سکوت هاشمی‌رفسنجانی در قبال هتک حرمت مقدسات توسط حامیان موسوی ادامه یافت. در حالی که مراجع عظام تقلید و بزرگانی همچون آیت الله نوری همدانی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله شبیری زنجانی، آیت الله سبحانی و همچنین آیت الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، با صدور بیانیه ها و مصاحبه‏هایی از هتک حرمت صورت گرفته در روز عاشورا توسط حامیان موسوی اعلام انزجار کردند، هاشمی رفسنجانی، همچنان ترجیح داد در این موضوع سکوت اختیار کند.

این در حالی بود که هاشمی رفسنجانی در سخنانی در جمع دانشجویان در مشهد مقدس با اشاره به برخی اقدامات و آشوب های خیابانی گفته بود:«حكومت همه چیز را در دست دارد، پول، نیرو و رسانه دارد و بالاخره كسانی را دارد كه در مواقع لزوم در خیابان‌ها جمع شوند. بسیج و سپاه را هم دارد كه خودشان از متن مردم برخاسته‌اند. در آن طرف هم عده زیادی از مردم هستند. دانشجو، دانش‌آموز، استاد، معلم، مدیر، كارگر، كاسب، زن و مرد و ... كه بعضی‌ها ساكت و بعضی‌ها فعال هستند. این گونه كه به جایی نمی‌رسیم.»

اما واکنش بسیاری از فضلای حوزه علمیه قم از جمله آیت الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نسبت به این سخنان هاشمی رفسنجانی باعث اصلاح مواضع وی نشد و هاشمی رفسنجانی ترجیح داد تا تنها به صدور چند جوابیه اکتفا کند.

بازگشت با شهدای گمنام پس از 27 سال/ شهید «حمیدرضا ملاحسنی» به روایت خواهر و برادران

بازگشت با شهدای گمنام پس از 27 سال/
شهید «حمیدرضا ملاحسنی» به روایت خواهر و برادران

خبرگزاری فارس: شهید «حمیدرضا ملاحسنی» با شهادت و رجعتش در تاریخ 12 مهر 89 به ‌عنوان شهید گمنام، ثابت كرد كه شهدا زنده‌اند و بنا به مصلحت و اذن پروردگار در هر كه جایی آرام می‌گیرند نور هدایت، هدایت‌خواهان می‌شوند.


به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، مادر می‌دانست كه او دیگر برنمی‌گردد زیرا وقتی برای آخرین بار كه به جبهه می‌رفت، نگذاشت كه او در بدرقه راهش آیة‌الكرسی بخواند تا بلكه روح بی‌تاب خود را از قفس تن آزاد كرده و به سوی معشوقی كه سال‌ها انتظار دیدارش را می‌كشید، پرواز كند. معشوقش چه وعده‌ای به او داده بود كه زیباترین مهر مادری را به این وعده فروخت؟
تا اینكه شهیدحمیدرضا ملاحسنی در سال 1362 در منطقه پنجوین و عملیات «والفجر 4» به شهادت رسید ولی پیكر مطهر او سال‌ها مفقود ماند.

روزها در پی هم می‌گذشت؛ كوچه‌های انتظار و بی‌خبری از حمیدرضا، تنها خواهرش را بی‌تاب‌تر می‌كرد؛ این خواهر دلسوخته با چشم‌هایی اشكبار بارها بر مزار شهید «سیداحمد پلارك» حاضر ‌شده و این شهید را با مادرش حضرت زهرا (س) قسم می‌داد تا خبری از شهید حمیدرضا برایش بیاورند.
در این زمینه گفت‌وگویی با اعضای خانواده شهید «حمیدرضا ملاحسنی» پیرامون چگونگی معرفی شهید و بیان خاطرات از این شهید داشتیم؛ این گفت‌وگو را فقط اهل دل بخوانند.

* حمیدرضا برای شهادت لحظه‌شماری می‌كرد

برادر ارشد شهید «حمیدرضا ملاحسنی» در خصوص اعزام برادرش به جبهه، اظهار می‌دارد: شهید حمیدرضا نخستین بار در مهر سال 1361 در عملیات والفجر مقدماتی از لشكر 27 محمد رسول‌الله (ص) در منطقه عمومی فكه حضور یافت؛ بنده نیز از تیپ سیدالشهدا (ع) به منطقه اعزام شده بودم.
وی ادامه می‌دهد: بعد از عملیات، به دوكوهه برگشتیم؛ شهیدحمیدرضا را در آنجا ملاقات كردم؛ نگاهم به نگاهش بود؛ وی با قدی نسبتاً كوتاه‌تر از بنده و كلاهی كه روی سرش داشت، با حالت غبطه و حسرت از اینكه به شهادت نرسیده بود، به من نگاه می‌كرد؛ دست چپ خود را به من نشان داده و با حسرت گفت « داداش! تركش به سمت من آمد و از كنار دستم رد شد»؛ قسمتی از آستین شهید حمیدرضا بر اثر اصابت تركش پاره شده بود و در ادامه با حسرت گفت «داداش! اگر تركش یك ذره به طرف قلبم اصابت می‌كرد، در دفعه اول حضور در عملیات، به شهادت می‌رسیدم».
ملاحسنی اضافه می‌كند: شهید حمیدرضا پس از این عملیات به تهران برگشت؛ در 12 آبان 62 در «عملیات والفجر 4» و منطقه عمومی پنجوین با مسئولیت پیك گردان عمار به شهادت رسید ولی پیكر مطهرش مفقود شد.
وی با اشاره به خصوصیات اخلاقی شهید ملاحسنی، خاطرنشان می‌كند: دل بریدن از خانواده و دوستان از سوی شهید برای ما مشهود بود؛ وی نزدیك غروب آفتاب به مسجد می‌رفت و حدود 2 تا 3 ساعت به عبادت و راز و نیاز می‌پرداخت؛ برای حمیدرضا مسلم بود كه به شهادت می‌رسد؛ وی حتی در وصیت‌نامه خود اشاره كرده بود «اگر جسمی ناتوان از من باقی ماند كه امید آن كم است، آن را در كربلای ایران یعنی بهشت‌زهرا (س) دفن كنید و اگر جسمی برای شما نیامد این را بدانید كه فاطمه زهرا (س) و امام زمان (عج) بر بلای سر ما می‌آیند و ما تنها نیستیم».

* شهدا با تربیت اسلامی و روزی حلال به شهادت دست یافتند

برادر دوم شهید «حمیدرضا ملاحسنی» در ادامه بیان می‌دارد: تمام شهدای بزرگوار به خاطر تربیت صحیح و اسلامی و خوردن روزی حلال به بالاترین درجه معنوی كه شهادت است، نائل آمدند؛ پدر و مادر بزرگوارم بی‌سواد بودند ولی بصیرت داشتند؛ پدرم سال 42 كه بنده یك ساله بودم به محضر حضرت امام خمینی(ره) رفتند و رساله‌ای از امام خمینی (ره‌) ‌گرفتند؛ پدرم، رساله را تا سال 1356 در منزل نگه داشت؛ با توجه به فعالیت‌های انقلابی و خطر دستگیری، رساله را در باغچه حیات خانه دفن كردند.
وی ادامه می‌دهد: ملاك و معیار پدر و مادرم شخص امام خمینی(ره) بودند و اگر آنها احساس می‌كردند حتی من كه پسرشان بودم از حضرت امام (ره) فاصله گرفتم، یقیناً دور ما را خط می‌كشیدند.
وی بیان داشت: پس از حمله عراق به ایران و آغاز جنگ تحمیلی، به همراه پدر در جبهه حضور یافتیم؛ پدر در عملیات «والفجر 4» در منطقه كوزران بود؛ شهید حمیدرضا 20 روز قبل از شهادتش به دیدار پدر رفته و مقداری خوراكی برای ایشان برده بود؛ بعد از عملیات «والفجر 4» پدرم نیز برای تلافی این كار شهید حمیدرضا، جیبش را پر از خوراكی می‌كند و به منطقه پنجوین می‌رود.
برادرشهید «حمیدرضا ملاحسنی» ادامه می‌دهد: پدرم فرد خوشرویی بود و رزمندگان در منطقه وی را خوب می‌شناختند؛ زمانی كه ایشان به منطقه می‌رسند، كسی از پدر استقبال نمی‌كند؛ پدرم نزدیك سنگر شهید همت می‌شود [پدرم شهید همت و شهید رضا چراغی را در معراج شهدا كفن كردند] وقتی شهید همت پدر را می‌بیند، آغوشش را باز كرده و می‌گوید «از حمید هیچ خبری نیست» پدر از شهید همت می‌پرسد «چی شده؟» و شهید همت پاسخ می‌دهد «گم شده»؛ شهید همت در ادامه به پدر می‌گوید «یقیناً حمیدرضا شهید شده چون حالات و روحیه‌ خاصی پیدا كرده بود».
وی می‌گوید: بنده همزمان با جریان شهادت و مفقود شدن حمیدرضا در قرارگاه رمضان بودم؛ شنیده بودم كه صدام، پیكر تعدادی از شهدای ارتفاعات كانیمانگا را در شهر سیدصادق عراق دفن كرده است؛ برحسب اتفاق از گورستان عمومی شهر، سیدصادق مقداری خاك به عنوان یادگاری برای مادرم آوردم؛ به مادر نیز گفتم این خاك، جایی است كه تعدادی از شهدای كانیمانگا ـ عملیاتی كه شهید حمیدرضا در آن حضور داشت ـ را در آن جا دفن كرده‌اند. گویا شهید حمیدرضا هم در همان‌جا تفحص شده بود.
برادر دوم شهید ملاحسنی درخصوص بازگشت شهیدان بعد از سال‌های بعد از جنگ تحمیلی، اضافه می‌كند: بازگشت شهدا بعد از سال‌ها انجام مأموریت آنهاست؛ برادر ما نیز بعد از 27 سال برای مأموریت به بوستان نهج‌البلاغه آمده‌ است و این موضوع كه برادرم در این بوستان با سنگ مزار شهید گمنام به خاك سپرده شده است، عجیب نیست.
وی درباره خصوصیات شهید «حمیدرضا ملاحسنی» می‌گوید: شهید حمیدرضا همیشه از پوشیدن لباس‌های نو پرهیز می‌كرد؛ وی در ابتدا كفش‌های نو را خاك‌آلود ‌كرده، سپس می‌پوشید و دلیل این كار جلوگیری از حسرت خوردن بچه‌های محله بود.
برادر شهید «حمیدرضا ملاحسنی» بیان می‌دارد: شهید ملاحسنی 10 روز قبل از شهادت، نامه‌ای به مادر ‌نوشته و در بالای نامه می‌نگارد «آخرین نامه»؛ وی در این نامه نوشته بود «مادر من را ببخشید كه لباس‌های داخل ساك ـ كه از منطقه برای شما می‌آید ـ تمیز نیست، من وقت نكردم آنها را بشویم»؛ حمیدرضا 3 تا 4 سال از ما كوچك‌تر بود ولی بسیار بزرگ بود و به ما آبرو داد.

* ممانعت شهید حمیدرضا از تهیه مزاری در بهشت‌زهرا (س) به نام شهید مفقود

برادر سوم شهید «حمیدرضا ملاحسنی» اظهار می‌دارد: شهید حمیدرضا در خانواده‌ای رشد یافت كه قبل از انقلاب تلویزیون در آن خانه نبود و پدرم از تلویزیون به عنوان لانه شیطان یاد می‌كرد كه پس از انقلاب و تغییر محتوای برنامه‌ها، پدر اجازه دادند تلویزیون را روشن كنیم. بعد از سال‌ها آثار تربیت و روزی حلال را در شهید حمیدرضا می‌دیدیم؛ زمانی كه وی به نماز می‌ایستاد، طوری محو نماز می‌شد، كه گویی در این عالم نیست.
وی درخصوص پیگیری امور مربوط به پیدا شدن پیكر شهید حمیدرضا ملاحسنی، ادامه می‌د‌هد: در طول این چند سال، هر موقعی كه شهیدی را به معراج شهدا می‌آوردند، بنده به آنجا مراجعه می‌كردم. بر طبق شواهد شهید حمیدرضا و شهید اسفندیاری در عملیات «والفجر 4» مجروح شده بودند؛ بعد از مدتی پیكر شهید اسفندیاری را آوردند ولی از شهید حمیدرضا نشد.

برادر شهید «حمیدرضا ملاحسنی» می‌گوید: بعد از سال‌ها انتظار و نیامدن خبری از حمیدرضا، 2 سال پیش تصمیم گرفتیم برای شهید حمیدرضا قبری در بهشت زهرا (س) تهیه كنیم؛ این موضوع را با مسئولان بهشت‌زهرا (س) مطرح كردیم؛ بعد از این تصمیم در خوابی صادقانه، شهید حمیدرضا را در یك جای باصفایی دیدم؛ شهید حمیدرضا گفت «شنیدم می‌خواهید برای من قبر بگیرید» گفتم «بله، هماهنگ شده در بهشت‌زهرا (س) این كار را انجام دهیم» شهید گفت «نگیرید» گفتم «چرا؟» پاسخ داد «بعداً مشخص می‌شود كه من كجا هستم».

* شهیدحمیدرضا گفت «به اذن خداوند مشییعانم را شفاعت می‌كنم»

تنها خواهر شهید «حمیدرضا ملاحسنی» بیان می‌دارد: دفعه آخر كه شهید حمیدرضا می‌خواست به جبهه اعزام شود، گفت «از شما و مادر راضی نیستم اگر پشت من آیةالكرسی بخوانید تا من باز هم از جبهه به منزل برگردم؛ زیرا همرزمانم كه جوار من بودند به شهادت می‌رسند ولی من به شهادت نمی‌رسم».
وی ادامه می‌دهد: لحظات آخر اعزام شهید حمیدرضا، مادرم در آشپزخانه بود؛ شهید به بنده گفت «تو را به خدا قسم می‌دهم، نگذار مادر بیرون بیاید و من را ببیند» گفتم «حمید! مادر بعداً گله‌مند می‌شود» جواب داد «بعداً از دلش در می‌آورم»؛ طبق نظر شهید حمیدرضا قضیه رفتن وی را به مادر نگفتم؛ بعد از اینكه حمیدرضا رفت، به مادرم گفتم «حمیدرضا رفت و از من خواست تا شما را در جریان رفتنش قرار ندهم»؛ مادر گفت «اگر این طور است، حمید دیگر برنمی‌گردد».
خواهر شهید «حمیدرضا ملاحسنی» بیان می‌دارد: بعد از عملیات «والفجر 4» قرار بود پدرم از جبهه به منزل بیاید؛ 2 روز قبل از آمدن پدر در رؤیای صادقانه دیدم پشت بلندگوی مسجد اعلام كردند كه یك شهید مفقودالاثر را می‌خواهند تشییع ‌كنند؛ سراغ اسم شهید مفقود را گرفتم و به بنده گفتند شهید مفقود، حمیدرضا ملاحسنی است.

وی می‌گوید: پدر از جبهه برگشت و خبر مفقود شدن حمیدرضا را داد؛ سپس قرار شد مراسم بزرگداشت در مسجد برگزار كنیم؛ با توجه به فعالیت‌های حمیدرضا در دستگیری عاملان منافقین، مادرم گفت «در مسجد و مراسم شهید حمیدرضا، خانواده منافقان حضور پیدا می‌كنند لذا نباید گریه كنیم» در مسجد نشسته بودیم كه از گوشه چشمم اشك‌ جاری شد، همان لحظه مادرم اشاره كردند كه گریه نكنم.

خواهر شهید ملاحسنی ادامه می‌دهد: چند باری كه دلتنگ شهید حمیدرضا می‌شدم،‌ او را قسم می‌دادم تا خبری به من بدهد؛ یك بار او را در رؤیای صادقانه با لباس بسیجی و خاك‌آلود دیدم؛ از سر تا نوك پای او را بوسه زدم؛ وی گفت «آبجی! این چه حركتیه؟» گفتم «تو اصلاً از خودت نشانه نمی‌دهی و نمی‌گویی كجایی؟» یك خیمه‌ سبزرنگ را به من نشان داد داخل خیمه‌ نور بود و گفت «من در این بیابان از آقا محافظت می‌كنم» حمیدرضا در آن خواب حتی از فرزند بنده یاد كرد و می‌خواست مرا متوجه كند كه من در زندگی شما هستم.

وی می‌افزاید: حدود 5 سال پیش سر مزار شهید پلارك رفتم؛ عكس شهید حمیدرضا در داخل قاب شهید پلارك را دیدم؛ داخل آن قاب شماره تلفن منزل را انداختم؛ یك روز بعد، یك خانم از طرف شهید پلارك با من تماس گرفت؛ به وی گفتم عكس برادر مفقودم داخل قاب عكس شهید پلارك است و بالای عكس برادرم نیز یك علامت زده شده است، این چه موضوعیتی دارد؟ آن خانم خود را كنیز شهید پلارك معرفی كرد و گفت «عكس‌های داخل قاب، متعلق به دوستان شهید پلارك است و زمانی كه دوستانش به شهادت می‌رسیدند، شهید پلارك در كنار عكس علامت می‌زد».

خواهر شهید «حمیدرضا ملاحسنی» ادامه می‌دهد: شهید پلارك از جمله شهدایی است كه به خواندن زیارت عاشورا مبادرت می‌ورزید؛ اصلاً غیبت نمی‌كرد و همیشه اعضای وضو را پس از وضو گرفتن با گلاب معطر می‌كرد و این خصوصیات شهید منجر شد كه علاقه بنده به شهید پلارك بیش از پیش شود. اوایل سال 89 سر مزار شهید پلارك حاضر شدم؛ گفت‌وگویی با این شهید داشتم؛ او را به مادرش حضرت زهرا (س) قسم دادم و گفتم «شهید پلارك می‌دانم مقام بالایی داری؛ به حمیدرضا بگو به خواب من بیاید؛ از او هیچ خبری نداریم و سلام من را به حمیدرضا برسونید».

وی بیان می‌دارد: شب دوم بعد از این گفت‌وگو در رؤیایی صادقانه دیدم، جمعیت خیلی زیادی شاید نیمی از جمعیت حماسه 9 دی، از خیابان سردار جنگل عبور می‌كنند؛ صدای حمید را شنیدم كه گفت «آبجی! به اذن خداوند، تمام این تعداد را شفاعت می‌كنم» گفتم «دلیلش چیست؟ تو چرا این تعداد را شفاعت می‌كنی؟» گفت «تمام این افراد برای تشییع‌ جنازه من آمده‌اند» یك مردی هم از آن كنار عبور می‌كرد و داخل جمعیت نیامد، حمیدرضا گفت «آبجی! این آقا را هم شفاعت می‌كنم».

ملاحسنی می‌گوید: صبح از خواب بیدار شدم؛ امیدوار شدم كه خبری از حمیدرضا خواهد آمد بعد از این خواب دخترم هم خواب‌هایی را مبنی بر رجعت شهید حمیدرضا دیده بود؛ روز 12 مهر امسال مصادف با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) قرار شد كه 3 شهید گمنام را در بوستان نهج‌البلاغه به خاك بسپارند. همسرم و دخترانم در مراسم حضور پیدا كردند ولی متأسفانه بنده در آن روز نتوانستم در مراسم تشییع شهدای گمنام حضور پیدا كنم.

* زیارت شهیدگمنام 18 ساله مرا از خود بیخود كرد

حمیدرضا ملاحسنی كه 2 سال بعد از شهادت شهید «حمیدرضا ملاحسنی» به دنیا آمده ‌است، اظهار می‌دارد: در سالروز شهادت امام جعفرصادق (ع) و 12 مهر امسال، ‌موفق به حضور در مراسم تشییع پیكر 3 شهید گمنام در بوستان نهج‌البلاغه نشدم. ساعت 5 بعدازظهر به تنهایی به زیارت مزار شهدای گمنام كه به تازگی میزبان آنها شده بودیم، رفتم؛ سرمزار شهید گمنام اول حاضر شدم فاتحه‌ای خواندم؛ سرمزار شهید گمنام وسط ایستادم؛ یكدفعه از خود بیخود شدم و بدون اینكه متوجه باشم حدود 7 تا 8 دقیقه فقط گریه كردم؛ علت این حالت را نیز نمی‌دانستم. گل‌های روی سنگ مزار را كنار زدم؛ روی سنگ مزار نوشته شده بود «شهید 18ساله، محل شهادت منطقه پنجوین در عملیات والفجر 4».

وی ادامه می‌دهد: با دیدن مشخصات روی سنگ مزار، با برادرم تماس گرفتم و گفتم این دفعه به معراج شهدا مراجعه كردید؟ كه پاسخ منفی دادند. جریان زیارت مزار شهید گمنام را برای برادران و خواهرم شرح دادم و مشخصات شهید را به آنها گفتم و خواهرم مرا به آرامش دعوت كرد.

* شهید حمیدرضا گفت «من همان شهید قبر وسطی بوستان نهج البلاغه هستم»

تنها خواهر شهید «حمیدرضا ملاحسنی» در ادامه اظهارات خود، خاطرنشان كرد: همان شب كه حمیدرضا جریان را برای من تعریف كرد؛ روبروی قاب عكس شهیدحمیدرضا ایستادم و گفتم «حمیدجان! باز هم می‌خواهی بروم پیش شهید پلارك؟ خودت بیا و به من بگو كجا هستی تا قلبم مطمئن شود،‌ می‌گویند این قبر برای شماست».

وی ادامه می‌دهد: یكی از اقوام ما كه از این جریانات اطلاعی نداشت، در خوابی صادقانه مشاهده كرده بود كه شهید حمیدرضا ‌گفته بود «من همان شهید قبر وسطی بوستان نهج البلاغه هستم».

* شهید حمیدرضا از زیبایی‌های دنیا دل بریده بود

همسر خواهر شهید «حمیدرضا ملاحسنی»، اظهار می‌دارد: 12 مهر امسال در مراسم تشییع پیكر 3 شهید گمنام بوستان نهج‌البلاغه حضور یافتم؛ سرمزار شهید گمنام فاتحه‌ای قرائت كردم؛ در جوار مزار شهید گمنامی كه در وسط به خاك سپرده شده بود، نشستم؛ حالت عجیبی داشتم گویی چندین سال است او را می‌شناسم؛ بغضم تركید و بر مزارش اشك ریختم.
وی ادامه می‌دهد: بعد از نماز مغرب به منزل آمدم، حمیدرضا هم حال عجیبی داشت ‌كه در رابطه با این قضیه باهم صحبت كردیم؛ مدركی نداشتیم ولی شهید به ما القا می‌كرد و می‌خواست ما را متوجه خودش در بوستان نهج‌البلاغه كند.
همسر خواهر شهید «حمیدرضا ملاحسنی» در خصوص شهید، می‌گوید: بنده از 10 سالگی شهید ملاحسنی را می‌شناختم؛ وی در سن10 تا 14 سالگی مكبر مسجد بود و بعد از هر نماز همراه تكبیر حدیثی از ائمه اطهار (ع) قرائت می‌كرد؛ وی در 14سالگی در مسجد به بچه‌ها قرائت قرآن كریم آموزش می‌داد.
شهید حمیدرضا طبق 16 عنوان از دستور امام خمینی(ره) در خودسازی عمل می‌كرد، یك جوان 18ساله از نظر اسلامی و مذهبی به مرحله‌ای رسید كه با خلوص نیت از خداوند شهادت را طلب كرد و به شهادت رسید.

* رضایت مادر برای شهید حمیدرضا خیلی مهم بود

تنها خواهر شهید «حمیدرضا ملاحسنی» در ادامه، خاطرنشان می‌كند: رضایت مادر برای شهید حمیدرضا خیلی مهم بود؛ وقتی مادر در هوای گرم، آشپزی می‌كرد، شهید با بادبزن سعی می‌كرد محیط را برای مادر قابل تحمل كند. شهیدحمیدرضا بعد از مدتی با جمع‌ كردن پول‌های خود، یك دستگاه تهویه هوا برای آشپزخانه گرفت، مادرم به او گفت «‌خودمان می‌خریدیم تو برای چی‌ این كار را كردی»‌ پاسخ داد «مادر! بعداً این را می‌بینی، یاد من می‌كنی».

وی ادامه می‌دهد: شهید در روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه روزه می‌گرفت و می‌گفت «این روزه‌ها سپری در مقابل آتش جهنم می‌شود»، كتاب‌های معاد شهید دستغیب را مطالعه می‌كرد، قبل از خواب به خواندن سوره واقعه مبادرت می‌ورزید و ما را به آن سفارش می‌كرد.

بنابراین گزارش، حكمت‌الله ملاحسنی پدر شهید حمیدرضا، پس از جانباز شدن در دوران دفاع مقدس، در معراج شهدا فعالیت می‌كرد؛ وی به دوستان نزدیك گفته بود، مدیون هستید، اگر جنازه پسر مفقودم رجعت كند ولی نگذارید خودم او را غسل و كفن كنم. وی پس از 12 سال انتظار در سال 74 به رحمت خدا رفت. عفت لهاردی مقدم، مادر شهیدحمیدرضا كه فرزندی باتقوا و مخلص را در دامان خود پروردانده بود، در سال 79 و پس از 17 سال چشم‌انتظاری دعوت حق را لبیك گفت.

منتظری درگذشت/شهر مقدس قم جای منافقین نیست

منتظری درگذشت/شهر مقدس قم جای منافقین نیست

محمد مهدی تهرانی: با وجود آنکه به واسطه تندروی‏های فتنه‏گران دیگر صحنه جدال شفاف شده بود و خصوصا بعد از آتش زده شدن عکس امام راحل(ره) جایی برای مماشات باقی نمانده بود، برخی اصولگرایان اما همچنان از در میانه‏روی و به اصطلاح خودشان اعتدال سخن می‏گفتند! و از سبزها که با ریزش شدید نیز مواجه شده بودند، با عنوان یک جنبش اجتماعی یاد می‏کردند! در کلام اینان 24 میلیون جمعیت حاضر در انتخابات که آن روزها نیز بر سر رأی خود بودند، مصداق "جنبش" قلمداد نمی‏شدند و سخن گفتن از مطالبات و خواسته‏های آنان جایگاهی نداشت، اما سخن گفتن از جنبشی که وجود نداشت و جنبش ساختن از اقلیتی که روز به روز از تعدادشان کاسته می‏شد، موضوعیت پیدا می‏کرد!

یک سایت خبری اصولگرا همان روزها طی مطلبی که در آن 21 بار لفظ "جنبش" مورد استفاده قرار گرفته بود! و ذیل عنوان "چالش در مبدأ جنبش" نوشت:«آیا جنبش سبز بد است یا خوب؟ برای پاسخ به این سوال بسیار زودهنگام است. اما آنچه هست اینکه جمهوری اسلامی، از نقطه‌ی عطف ژرفی در حال گذر است. گذری پرمخاطره و پر هزینه. هر چه باشد، جنبش سبز حتی اگر دربرگیرنده‌ی تعداد نه چندان انبوهی باشد، محکی برای سنجش شراحت صدر نظام برای مواجهه با تغییر و اعتراض و تعرض و "مسأله" است(!) محکی که در طی آن، بدنه‌ای از حکومت که در تماس مستقیم با مردم بود، به دلیل اشتباهاتش، هزینه‌ای بیش از حد برای همگان به بار آورد.» این مطلب که از سوی سایت "الف" منتشر شد را می‏توان در کنار مطالبی با تیترهایی نظیر "آسیب‏شناسی جریان موسوی و آینده آن"، "جنبش بی سر!"، "اشتباهاتی که می‏تواند جنبش سبز را زنده کند"، "چالش در مبدأ جنبش" و "به جای تحقیر موج سبز، اقناعشان كنید" گذاشت.

 چرا انگل‌وار سوار بر تجمعات حکومت می‌شوید؟

 وضعیت بحرانی سبزها صاحب‏نظران اپوزسیون را نیز به فریاد درآورده بود. داریوش سجادی از عناصر مایل به اپوزیسیون كه شبكه ماهواره‌ای هما را نیز اداره می‌كرد، در مصاحبه‌ای كه سایت ضدانقلابی گویانیوز آن را منتشر كرد، نكات قابل توجهی درباره دروغگو بودن جریان موسوم به سبز، ادعاهای غیرواقعی آنان درباره پایگاه مردمی، جریان مشكوك قتل آقاسلطان، ادعای ضدخشونت بودن جنبش سبز و آینده اصلاح‌طلبان بیان كرد. این مصاحبه همان زمان بازتاب‏های زیادی پیدا کرد.

 سجادی با تأكید بر اینكه رهبران جنبش سبز فاقد حداقل‏های پذیرفته شده برای رهبری یک جنبش هستند، گفت:«من با اتکای بر ادله و تحلیل معتقدم جنبش موسوم به جنبش سبز تحقیقاً به انتها رسیده. تاریخ انقضای آن را هم در راهپیمایی روز قدس می دانم. آن چیزی که در حال حاضر به‌نام جنبش سبز در ایران موجوده، اسمی از جنبش است و ماهیتی متفاوت با آنی دارد که بود.»

 وی ادامه داد:«من اعتقاد دارم جنبش (سبز) اول از همه چوب دروغ (گویی‌اش) را می خورد.» و گفت:«(احمدی‌نژاد) خس و خاشاک نگفت؛ همین جا می خواهم بگویم این اولین دروغ جنبش بود. عین جمله آقای احمدی‌نژاد این بود:"پیروز انتخابات ۴۰ میلیون شهروندی بودند که در انتخابات شرکت کردند، حال یک‌سری خس و خاشاک این گوشه ها سرو صدا می کنند را نباید خیلی توجه کرد"؛... آنجا دیگر شیطنت است که این خس و خاشاک را به طرفدارای موسوی نسبت بدهیم. جنبش سبز بی معرفتانه فردا در آمد گفت "آن خس و خاشاک تویی، پست تر از خاک تویی" این اولین دروغ جنبش.»

 سجادی افزود:«من طرفدار آقای احمدی‌نژاد نیستم ولی دروغ را منتسب نمی‏کنم. وقتی ایشان می گوید که ۴۰ میلیون پیروز هستند، یعنی مجموع آرای موسوی، کروبی و رضایی را هم حساب کرده. وقتی ایشان اعتبار می‏دهد به شهروندی که رأی داده که شما پیروز هستید، آنجا دیگر شیطنت است که این خس و خاشاک را به طرفدارای موسوی نسبت بدهیم. این اولین دروغ که جنجال‌های زیادی به‌دنبال داشت.»

 وی در بخش دیگری از مصاحبه با توجه به ادعای جریان موسوم به سبز مبنی بر میلیونی بودن، این سؤال را مطرح کرد که:«چه شد آن اکثریت میلیونی که ناگهان بعد از خطبه‏های نماز جمعه آقای خامنه ای آب شده و ناپدید شدند؟» او سپس افزود:«اگر ترس، عامل آب شدن آن حضور میلیونی بود، چرا این ۹۹ درصد شعار "یا حسین میر حسین" می دهند؟ کسی که شعار یا حسین می دهد یعنی با صراحت اعلام می کند الگوی مبارزاتی‌اش حسین بن علی و قیام عاشورا و مبارزه تا مرز شهادت است. اگر ترسیدند چرا شعار "ما همه مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم" سر می‏دهید؟ خوب بجنگید. چرا پس انگل‌وار سوار بر تجمعات حکومت می شوید؟»

 چرا ایران قیامت نشد؟!

 سجادی خاطرنشان کرد:«از طرف دیگر مدام شعار می دهند:"احمدی‌نژاد دروغگو، ۶۵ درصدت کو" من همین سؤال را از جنبش سبز می کنم "۲۴ میلیون شما کو؟" مگر نمی‌گفتید:"اگر تقلب بشه، ایران قیامت می شه؟" پس چرا ایران قیامت نشد و اوج اعتراضات صرفاً محدود به تهران و آن هم در بدنه مرکزی و شمالی شهر تهران ماند؟»

 مصاحبه‌كننده در ادامه گفت:«من با شما موافق نیستم که الزاماً همه 99 درصد با تکیه بر آرمان‌های قیام عاشورا شعار "یا حسین میر حسین" می‌دهند! بعد از این بود که سجادی پاسخ داد:«خوب پس این هم یک دروغ دیگر جنبش! اکنون چه اتفاقی افتاده که آیت‌الله منتظری فتوا صادر می کند اما آب از آب تکان نمی خورد؟ چون که آن بدنه‌ی معترض که در کف خیابان‌های تهرانند، اهل فتوا نیستد که خود را معطل فتوا کرده باشد تا تکلیف خود را با حکومت روشن کند، اینها نه وجوهات داده اند، نه نمازخوانده اند، بنابراین روحانیت شیعه مگر دیوانه است که نفوذ کلامی را که در اقشار مذهبی دارد، به‌پای کسی هزینه کند که هنوز به قدرت نرسیده می گوید:"استقلال ازادی جمهوری ایرانی" و از الآن زیر اب اسلام را زده؟»

 روی پیشانی من نوشته شده ابله؟!

 سجادی در بخش دیگری از مصاحبه، قتل آقاسلطان را سناریویی از پیش تعیین شده دانست و گفت:«یک نکته دیگر هم هست که از آرش حجازی شاهد قتل ندا آقاسلطان می‏پرسم. یا ایشان و یا هر کس دیگری که می‏خواهد جواب بدهد. ایشان ۴۸ ساعت بعد از حادثه با ویزای آماده در جیب! سر از بی‌بی‌سی در آوردند و گفتند ما قاتل ندا را گرفتیم، کارتش را در آوردیم و بسیجی بود و... بنده سؤالم این است آقای آرش و کلیه کسانی که خبر را شنیدید، شما می‏گویید جنبش سبز یک جنبش ملاطفت طلب است بعد هم توانستید یک بسیجی آدم‏کش را که یک نفر را در مقابل چشم همه کشته خلع سلاح کنید و کارت شناسایی‌اش را هم در آورده‏اید، ایشان هم تمام مدت مثل ماست وایساده و شما را نگاه کرده؟! از کی تا حالا جنبش سبز اینقدر دلاور شده که یک قاتل مسلح را خلع سلاح کند، بعد هم ولش کند؟ آیا روی پیشانی بنده و امثال بنده نوشته شده ابله!»

 وی دروغ دیگر جریان موسوم به سبز را ادعای راهپیمایی میلیونی روز قدس در تهران ‌خواند و گفت:«آقایان یا معنای میلیون را نمی‏دانند یا تصور می‏کنند دیگران از فهم میلیون عاجزند. من مایلم بدانم این چگونه تظاهرات میلیونی بود که چهار تا بسیجی توانستند رهبران جنبش سبز را با اعتراض‏های خود از صحنه خارج کنند؟! اگر تظاهرات میلیونی بود که آن میلیون‏ها نفر باید آقایان موسوی و خاتمی را همچون نگینی در حلقه محاصره میلیونی خود می‏گرفتند تا احدی نتواند معترض ایشان شود، چه رسد به آنکه ایشان را از صحنه نیز فراری دهند. جنبش سبز می‏تواند با آرزوهایش لذت ببرد اما قطعاً نمی‏تواند با آرزوها و توهمات و تخیلاتش واقعیت را گریم کند.»

 مصاحبه‌كننده پرسید:«شما فرمودید این خیلی عجیب است که بشود یک بسیجی مسلح را خلع سلاح کرد؟» و سجادی پاسخ داد:«فیلمش را خودشان منتشر کردند که قاتل آقاسلطان را گرفتیم خلع سلاح کردیم لختش کردیم و... این تناقضات اینجاست که اگر برخورد کاملاً خشنی هم از طرف نیروهای سرکوبگر بروز کند، نباید ری اکشنی بروز کند. این چه جنبش مسالمت‏آمیزی است که در ۲۵ خرداد حتماً دیدید که چند نفر در حاشیه در آن پایگاه بسیج کشته شدند. آیا بسیج آمد در جامعه و مردم را در خیابان به گلوله بست یا برخی از تظاهرات‏کنندگان بودند که به پایگاه بسیج حمله کردند؟ فیلمی که در روی اینترنت از این واقعه قرار دادید، به‌وضوح نشان میده که بسیجی‌ها بالای پایگاه سنگر گرفته دارند تیر می‏زنند. پس جنبش به یک مقر نظامی حمله کرده و حمله به مقر نظامی در تمام دنیا حکم تیر دارد، در قیام سیاه پوست‌ها در لس‌آنجس ۶۸ نفر به‌خاطر حمله به مقر پلیس توسط پلیس درآن واحد کشته شدند. هیچ احدی هم نتوانست معترض آن باشد. یکی از عوامل خشونت آمیز همین حمله به پایگاه بسیج بود. بچه های بسیجی بالای پایگاه سنگر گرفتند، پس معلومه سبزها حمله کردن به پایگاه، بعد هم می گویند ما خشونت گریزیم!!»(1)

 اگر می‏توانستند نظام ولایت فقیه را هم عوض می‏کردند

 آیت‌الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه در همایش دادستان‌های سراسر كشور گفت:«در روزگار ما گاها احساس می‌كنم كه نظام مظلوم واقع می‌شود و ما همانطور كه از حقوق مردم دفاع می‌كنیم باید از نظام هم دفاع كنیم.» وی خاطر نشان كرد: اگر نظام یك كشور مردم سالار مورد ظلم قرار بگیرد وظیفه نداریم كه ما از حقوق نظام و حكومت دینی دفاع كنیم؟ این مظالمی كه به نظام رفته آیا بر عهده دستگاه قضایی نیست كه برخورد كند؟»

 وی اضافه كرد:«این مظالمی كه به نظام رفته آیا بر عهده دستگاه قضایی نیست كه برخورد كند، كسانی كه دختر فراری را شهید اعلام كردند، كسانی كه برای وی مجلس ترحیم به پا كرده و دیگران را به شركت در این مراسم دعوت می‌كردند. همین سران فتنه این اقدامات را انجام دادند.»

 آیت‌الله لاریجانی در ادامه با اشاره به موضوع شهید اعلام شدند دختر فراری از خانه اظهار داشت:«پدر، مادر، خاله، عمه و عموی این دختر را شهید اعلام كردند؛ كسانی كه هر روز دروغ را بنا می‌گذاشتند كه رواج دهند به طوری كه دستگاه قضایی و دولت با فلان شخص به عنوان متهم چه كرده و چه اقداماتی در بازداشتگاه انجام شده مطرح می‌كردند كه همگی كذب محض بود این اشاعه كذب و دادن بهانه به دست كشورهای غربی جرم نیست؟ و آیا دستگاه قضایی نباید وارد شود؟»

 وی در ادامه تاكید كرد:«به سران فتنه می‌گویم كه دستگاه قضایی به اندازه كافی از شما پرونده دارد و اگر نظام با شما ملاطفت و مماشات می‌كند این را حمل بر ندانستن و نفهمیدن نكنید. از این رو رسیدگی به این مسائل بر عهده دستگاه قضایی بود و جزو حقوق عمومی محسوب می‌شود.»

 وی افزود:«دانشجویان را تحریك می‌كنند كه اگر 16 آذر نشد 17 آذر و اگر 17 آذر نشد، 18 آذر؛ این چه نحوه برخورد با نظام است؟» رئیس قوه قضائیه تصریح كرد:«كاری كه شما می‌كنید كار منافقان اوایل انقلاب است بنده كاری به مقاصد اشخاص فعلا ندارم ولی همین كار را در اوایل انقلاب منافقان انجام می‌دادند و دانشجویان را به خیابان‌ها می‌ریختند البته قشر دانشگاهی ما امروز آگاه بود و دل‌ آن‌ها برای نظام و انقلاب می‌‌سوزد.»

 رئیس قوه قضائیه اضافه كرد:«ما نمی‌توانیم ببینیم كه در روزگار ما كسی اخلال در امنیت كند و سپس بگویم كه تظاهراتی و شعاری است، تظاهراتی كه این‌ها كرده و مردم را به خیابان‌ها می آوردند اگر می‌توانستند نظام ولایت فقیه را هم عوض كنند، می‌كردند و در این نباید تردید داشته باشید.»(2)

 منتظری درگذشت

 28 آذر برابر با دوم محرم‏الحرام منتظری درگذشت و این نیز بهانه‏ای بود تا بابی در اردوکشی‏ها به بهانه تشییع جنازه باز شود! با وجود مواضع ساختارشکن منتظری، رهبر انقلاب در پیامی کریمانه، درگذشت او را تسلیت گفتند. در این پیام آمده بود:«بسم الله الرحمن الرحیم. اطلاع یافتیم که فقیه بزرگوار آیت الله آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری رحمۀ الله علیه دارفانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافته‏اند. ایشان فقیهی متبحّر و استادی برجسته بودند و شاگردان زیادی از ایشان بهره بردند. دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم‏الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختی‏های زیادی در این راه تحمل کردند. در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد که از خداوند متعال می‏خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را کفاره آن قرار دهد. اینجانب درگذشت ایشان را به همه ی بازماندگان به ویژه همسر مکرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسلیت میگویم و رحمت و مغفرت الهی را برای وی مسألت می‌کنم. سید علی خامنه ای 29/ آذر/ 1388»

 شهر مقدس قم جای منافقین نیست

 محل دفن منتظری در حرم حضرت معصومه پیش‏بینی شد. اما همان گونه که انتظار می‏رفت ماجرای تشییع جنازه نیز حواشی زیادی ایجاد کرد و به راهپیمایی فتنه‏گران علیه نظام بدل شد. آنچه بیش از همه تأسف و تأثر انقلابیون را برانگیخت اهانت‏هایی بود که در حرم حضرت معصومه در قم صورت پذیرفت و این موجب خروشی دوباره شد.

 حضور برخی از دختران حامی موسوی که بدون حجاب مناسب و بی‏توجه به حفظ حرمت حرم کریمه اهل بیت، مشغول انجام حرکت‌های ساختارشکنانه و تعجب‏آمیز بودند، موجب تعجب و ناراحتی مردم مومن قم شد. اصرار حامیان موسوی بر اهانت‌ها و شعارهای تند، خصوصا پس از خروج جمعیت از صحن آینه، منجر به برخی درگیری‌ها در خیابان‏های اطراف حرم شد.

 به دنبال این ساختارشکنی‏ها بود که همان هنگام جمعیت خودجوش و پرشور مردم و طلاب به خیابان‏ها آمدند و فریاد زدند:«شهر مقدس قم جای منافقین نیست.» و «مرگ بر منافق» با افزایش جمعیت اعتراض مردمی، حامیان موسوی شروع به سنگ‏پرانی به سمت این جمعیت کردند. اما با رسیدن وقت نماز ظهر، مردم قم با وجود حمله وحشیانه حامیان موسوی، اقدام به برگزاری نماز جماعت ظهر نمودند این در حالی بود که برخی بانک‌های اطراف بیت آیت الله منتظری نیز از حمله حامیان اغتشاشگر موسوی، در امان نماند. این اقدام اغتشاشگران اما با واکنش نیروی انتظامی مواجه شد.

 پس از اقامه نماز ظهر و در حالی که جمعیت طلاب و مردم قم به حدود دو برابر اغتشاشگران رسیده بود، شعارهای آن در مذمت نفاق، موجب شد تا جوانان حامی موسوی که غالبا از شهر تهران به قم منتقل شده بودند، از حاشیه بلوار ساحلی به داخل کوچه بیت آیت الله منتظری رفته و از آنجا به اطراف متفرق شوند.(3)

 آیت الله نوری همدانی: سکوت خلاف شرع است

 آیت الله نوری همدانی با اشاره به وقایع پیش آمده گفت:«متاسفانه جریاناتی در نظام به ‌وجود می‌آید و پرده‌ها كنار می‌رود و حقایق آشكار می‌شود.» این مرجع تقلید با بیان اینكه نباید در برابر منكر سكوت كرد، ابراز داشت:«چه معروفی از نظام مهم‌تر و چه منكری از استكبار بالاتر؟» وی خواستار عكس‌العمل مناسب مردم در برابر جریانات اخیر شد و افزود:«نباید نظاره‌گر ماجرا بود چون سكوت و بی‌تفاوتی در این زمینه خلاف شرع است.»

 وی با اشاره به جریانات قم گفت:«سكوت در برابر شعارهای دیروز جایز نیست، چون ارزش‌ها در هم شكسته و خون شهدا پایمال شد.» این مرجع تقلید با اشاره به انحرافات صورت گرفته در دین بعد از پیامبر(ص) افزود:«قیام كربلا در راستای اصلاح دین و متوجه‌كردن اشتباه مردم صورت گرفت.» وی با بیان اینكه درس‌های فراوانی در عاشورا وجود دارد، یادآور شد:«یكی از درس‌های عاشورا این است كه هر وقت انحراف از اسلام حاصل شد، باید قیام كرد و بدانیم كه اسلام ولایت را محور قرار داده است.»(4)

 عدم صلاحیت صانعی را اعلام کنید

 ماجرای قم تجمع چندین روزه مردم و طلاب این شهر و برخی استان‏های دیگر کشور را در پی داشت. تظاهركنندگان قمی كه حركت اعتراض آمیز خود نسبت به هتك حرمت مقدسات در حاشیه تشییع حسینعلی منتظری را از مقابل بیت امام راحل در قم آغاز كرده بودند، پس از تجمع در مقابل بیت یوسف صانعی در قم به سردادن شعارهایی علیه وی پرداختند و فریاد زدند«شهر مقدس قم جای منافقین نیست.» این گونه بود که پای صانعی نیز به میان کشیده شد.

 تجمع کنند‏گان طوماری را خطاب به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم امضا کردند که در آن آمده بود:«ما مردم انقلابی و طلاب حوزه علمیه قم از جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه می‌خواهیم همانگونه كه بارها در مواقع حساس به نقش تاریخی و انقلابی خود عمل كرده است نسبت به اعلام عدم صلاحیت مرجعیت شیخ یوسف صانعی اقدام كرده و شر این فتنه را از سر مسلمانان كم كند.»

 در شرایطی که تعیین تکلیف صانعی به واسطه همراهی‏اش با فتنه و نیز مواضع فقی او به مطالبه‏ای برای انقلابیون تبدیل شده بود، سایت خبری فردا که به عنوان سایت نزدیک به شهردار تهران شناخته می‏شد چندی بعد با گرفتن استفتاء از دفتر تهران برخی مراجع، تقلید از صانعی را بدون اشکال دانست. پس از این بود که موج انتقادات و اعتراضات از دفتر مراجع و از سوی انقلابیون متوجه این رسانه خبری شد. "فردا" خود در توضیح این خبر نوشت:«دفاتر برخی از مراجع عظام تقلید در تماس با ما ضمن توضیحاتی درباب خبر قبلی "فردا" پاسخ قطعی حضرات آیات را منوط به استفتاء کتبی از دفتر قم و پاسخ روشن و صریح شخص مرجع تقلید دانسته‌اند.»

 این سایت در توضیح خود افزود:«متاسفانه در خبر "نظر مراجع در مورد تقلید از آیت‌الله صانعی" به شماره خبر 99756، خبرنگار سرویس اجتماعی در تماس تلفنی با دفتر مراجع عظام تقلید در تهران اقدام به سوال نموده و پاسخ مسئولین پاسخگویی دفاتر مراجع را به عنوان نظر قطعی مراجع بزرگوار قلمداد کرده است.»(5)

 دفاتر برخی مراجع رسما در این خصوص واکنش نشان دادند و کمی بعد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم رسما صانعی را فاقد ملاك‌های لازم برای تصدّی مرجعیت اعلام کرد
ادامه نوشته

درایت مقام معظم رهبری و بصیرت مردم در 9 دی آمریكا را به انزوا كشاند

درایت مقام معظم رهبری و بصیرت مردم در 9 دی آمریكا را به انزوا كشاند
معاون ستاد كل نیروهای مسلح در نشست هفتگی حزب موتلفه اسلامی در تشریح اقدامات دشمن و فتنه 88 و حماسه 9 دی گفت: دشمنان از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران استفاده می كنند لذا فتنه 88 را طراحی كردند و سعی نمودند نظام را ناكارآمد جلوه دهند ولی درایت مقام معظم رهبری و بصیرت مردم در 9 دی آمریكا را به انزوا كشاند.







به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران؛ سردار سیدمحمد حجازی، در نشست هفتگی حزب موتلفه اسلامی به تشریح عملکرد دشمنی فتنه گران طی یکسال گذشته و حماسه 9 دی پرداخت و افزود: آمریکا و هم پیمانانش برای مقابله و ضربه زدن به ایران، محتاج زمینه سازی فتنه در داخل و ایجاد جبهه داخلی و ستون پنجم برای اقدامات خود می باشند؛ لذا می کوشند از تمامی ابزارها برای تقویت گروه ضد انقلاب و فتنه گر در داخل کشور استفاده نمایند.
وی همچنین افزود: البته آمریکا برای حمله و تجاوز فیزیکی به خاک کشورهای دیگر از جمله ایران، توان و قدرت کافی را ندارد، لذا به تهدیدات نرم و جنگ روانی روی آورده است؛ چرا که در غیر این صورت بدون هیچ ملاحظه ای قطعا مدتها پیش، این اقدامات را انجام می داد.
وی همچنین اذعان داشت: دشمنان اسلام و نظام می کوشند با ایجاد ناامنی در منطقه، همه زمینه ها را برای پیشبرد اهداف خود مهیا نمایند؛ لذا با حمایت از "جند شیطان" (گروه ریگی) به انجام عملیات تروریستی و ایجاد ناامنی در منطقه پرداخته اند و برای ناکارآمد جلوه دادن خدمات نظام مقدس جمهوری اسلامی و ایجاد هراس در قلب مردم، به ترور دانشمندان و نخبگان ایرانی می پردازند.
سردار حجازی همچنین خاطرنشان کرد: دشمنان برای تقویت روحیه ضد انقلاب و منافقین که به مرز یاس و ناامیدی رسیده اند، چندی پیش نام آنها را از لیست سازمانهای تروریستی خارج نمودند و به تقویت و حمایت مالی و سایبری از فرقه سبز و سران فتنه پرداختند تا به فتنه انگیزی های بیشتر در کشور پرداخته و به کار خود ادامه دهند.

وی  همچنین تصریح کرد: دشمنان از هر فرصتی برای ضربه زدن به انقلاب و‌ آبروی نظام استفاده می کنند و می کوشند ایران را در عرصه های بین المللی منزوی سازند، ولی این نقشه ها با درایت مقام مظعم رهبری و بصیرت بخشی به مردم، در 9 دی و 22 بهمن سال گذشته، نقش بر آب شد و عقیم ماند.
سردار حجازی همچنین تأكید كرد: اگر مثلث و هرمی در كشور تصور كنیم یك ضلع آن هرم ایمان دینی و از خود گذشتگی است و تا زمانیكه این نیرو و ایمان در نیروهای نظامی مردم و مسئولین كشور وجود دارد، دشمنان و بدخواهان نظام نمی توانند راه به جایی برند.
وی در ادامه افزود: ضلع دوم این هرم استقامت است چرا كه ایمان بدون استقامت نتیجه بخش نخواهد بود و همچنین ضلع سوم را می توان عقلانیت و تدبیر دانست و همه فعل و انفعالات و برنامه ریزی ها باید برمبنای تدبیر صورت گیرد تا به نتیجه مطلوب برسد.
سردار حجازی همچنین اظهار داشت: البته تبعیت از ولایت فقیه و رهبری در رأس همه امور جامعه اسلامی ما قرار دارد و اگر تبعیت از رهبری وجود نداشته باشد ایمان و استقامت و عقلانیت به خطا رفته و راه خدایی را پیدا نمی كند.
معاون ستاد كل نیروها مسلح تأكید كرد: رهبری و ولایت جایگاهی است كه به همه نیروها و مسیرها جهت می دهد.
لذا اگر ایمان و استقامت و عقلانیت در پرتوی رهبری و ولایت فقیه قرار گیرد قطعاً‌ در مقابل همه نیروهای نظامی جهان خواهد ایستاد و به هیچ مستكبری باج نخواهد داد و لذا همه دشمنان اسلامی در برابر خلوص و ایمان ما شكست خواهند خورد.
وی با اشاره به شایعاتی مبنی بر احتمال تجاوز آمریكا به خاك ایران افزود: آمریكا وهم پیمانانش به كشوری چشم طمع می دوزند و دست درازی می كنند كه از نتیجه كار خود اطمینان داشته باشند لذا تا زمانیكه زیر پرچم ولایت و رهبری، روحیه و استقامت و وحدت و یكپارچگی خود را حفظ نمائیم، دشمن نمی تواند به اهداف پلید خود نائل آید و چشم طمعی حتی به یك وجب از خاك ما بیندازد لذا با تمام قوا در مقابل دشمن و مستكبرین ایستادگی خواهیم كرد و آمادگی لازم را برای مقابله با حماقت احتمالی آمریكا را داریم.
وی همچنین خاطر نشان كرد: فتنه گرانی كه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری با هدف انشقاق و جدایی میان ملت و دولت وارد عرصه شدند باید بدانند كه بزرگترین خدمت را در حق دشمن رواداشته اند و خائن به ملت و كشورند لذا مردم پاسخ آنها را در 9 دی گذشته داده اند و همچنین باید پاسخگوی ملت باشند.
وی افزود: البته دشمن پس از حماسه 9 دی و 22بهمن سال گذشته، به وضوح دریافت  كه راه را به خطا رفته اند و ایران جای فتنه انگیزی نیست، چرا كه مردم همواره بیدار و آ‌گاهند و تحت هیچ شرایطی با فتنه انگیزی دشمن دست از حمایت رهبری و نظام بر نخواهند داشت لذا بطور كامل رفتار آنها پس از 9دی عوض شد و البته سرعقل نیامدند بلكه فهمیدند كه با شكست مواجه شده اند./ی

به صرف توهم مصلحت نباید دست،قلم و وبلاگشان را آزاد كنند

به صرف توهم مصلحت نباید دست،قلم و وبلاگشان را آزاد كنند
[اگر]به فردی تهمت زدند،چرا قبول می‌كنید؟

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه امروز (89/10/7) در ذیل بحثِ موارد استثناء از حكم حرمت غیبت، در پاسخ به سؤالی پیرامون صدق غیبت در مواردی چون ذكر در نوشته، وبلاگ یا ضبط صوت و تصویر و انتقال آن، به نكات مهمی در تبیین احكام آن اشاره فرمودند.

فایل صوتی

به گزارش رجانیوز، این بخش از بیانات رهبر انقلاب كه مستقیماً متوجه برخی تندروی‌ها در میان رسانه‌ها و نویسندگان جریان ارزشگرا است، باید به‌عنوان یك اصل و راهبرد اصلی رسانه‌ای مورد توجه قرار گیرد. رهبر انقلاب، در بیانات خود علاوه بر یادآوری خودداری از غیبت و افترا به افراد، اصل "حسن ظن" را مورد تأكید قرار داده‌اند و حتی در مورد افراد و جریان‌های منحرف و سران آن‌ها نیز تصریح می‌كنند كه نباید غیبت آن‌ها را كرد و به آن‌ها تهمت زد، چرا كه اظهارات آشكار زیادی برای نقد دارند.

این راهبرد اصلی رسانه‌ای در حالی از سوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای معتقدین و ملتزمین به ولی‌فقیه بیان شده كه در جریان حوادث یك سال گذشته، برخی افراد خود را مجاز دانستند اخبار و تحلیل‌های تأیید نشده فراوانی را منتشر كنند و فضای بدبینی و تهمت را تشدید كنند.

نظر به اهمیت بحث، این بخش از بیانات معظم‌له به نقل از پایگاه حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد:

اینى كه اصلاً این كار [غیبت] جایز است یا جایز نیست ولو به قصد اصلاح باشد، این را نمیشود به طور مطلق یك چنین چیزى را پابند شد؛ كه ما بگوئیم ما چون میخواهیم در امر جامعه اصلاح كنیم، پس زیدى را، عمروى را یا یك جریانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهیم، غیبت كنیم؛ حالا آن كسانى كه این كارها را میكنند، خیلى اوقات به غیبت هم اكتفاء نمیكنند؛ خب، ملاحظه میكنید دیگر. گاهى چیزهائى را مى‌آورند كه معلوم نیست حدِّ غیبت(1) بر او صادق باشد؛ شاید مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غیر علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نمیشود این را گفت كه اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراین این جایز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است كه [در كتب فقهی] ذكر شده است.

منتها باید این موارد صدق كند، احراز بشود. این خیلی مهم است. واقعاً یكى از چیزهائى كه ما همه‌مان [باید توجه كنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم كه توجه بكنند این است كه: به صرف توهم این كه حالا این كار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هر چه به ذهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حكم است. یعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن كاغذ است، كتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه‌ى اینها میشود؛ یعنى ملاك استماع در اینها وجود دارد مسلّماً. شنیدن به گوش خصوصیتى ندارد، خواندن تو نامه هم عین همان است كه ما در بحث استماع این را تأكید كردیم و عرض كردیم.

خب، دوربین هم همین جور است. فرض كنید كه اگر چنانچه انسان یك خطائى را از كسى دید، این را رفت با دوربین ثبت كرد، بعد آمد یك جائى نشان داد؛ این هم همان است دیگر، چه فرقى میكند؟ یعنى بایستى واقعاً به اینها توجه كرد. محیط را باید محیط اخلاقى كرد. ما اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بكنیم، این اصلاح فقط به این نیست كه انسان از افراد غیبت بكند. راه‌هاى دیگرى هم وجود دارد. حالا من غیبت را عرض میكنم. فضلاً(2) از تهمت و افتراء و اینها.

بنده یك وقتى به یك مناسبتى در یك صحبت عمومى عرض كردم به مردم كه قرآن كریم میفرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»؛(3) یعنی وقتى افك(4) را شنیدید چرا به همدیگر حسن‌ظن نداشتید؟ یعنى از اول رد كنید افك را. [اگر] آمدند به یك نفرى تهمت زدند، یك چیزى را گفتند - حالا یا با عنوان تهمت یا به عنوان غیبت - چرا قبول میكنید؟ ببینید این كلمه‌ى لولاى تحذیریه در قرآن و در كلام عرب خیلى معناى وسیعى دارد، فقط معنایش «چرا» نیست، كه ما بگوئیم چرا این كار را نكردى. چراى با تأكید است. یعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» این است؛ تحذیریه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خیراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نیك ندارید، چرا به هم حسن‌ظن ندارید. تا فوراً كسى آمد، شما بگوئید بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت یقین آن را بداند و نقل بكند. این درست نیست، این ممنوع است. این چیزى كه امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چیزهائى است كه بایست از همین ادله‌ى غیبت بفهمیم كه درست نیست؛ این وضعى كه وجود دارد درست نیست. البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحیح اینقدر حرفهاى آشكار وجود دارد كه انسان اگر ذكر آنها را بكند، اصلاً هم غیبت نیست، و میتواند انسان نقد بكند. بله مسلّم است، امروز یك جریان صحیح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جریانهاى باطلى هم وجود دارد كه به انواع و اقسام طرق میخواهند جامعه را خراب كنند، انقلاب را منحرف كنند؛ در این شكى نیست. آدمهائى هم در رأس این جریانات هستند. چه لزومى دارد كه انسان به این آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد كه غیبت اینها را بكند. حرف آشكار اینقدر دارند؛ همان حرفهاى آشكار را بیان بكنند، تبیین بكنند، توضیح بدهند، مطلب روشن خواهد شد؛ هیچ نیازى به غیبت كردن نیست كه آدم بگوید حالا ما براى اصلاح مثلاً غیبت میكنیم.

بنابراین به نظر من همین ادله‌اى كه در باب غیبت خواندیم، این تمام المراد را به ما نشان میدهد؛ یعنى واقعاً همانى كه باید بفهمیم از شرع مقدس همین را انسان میفهمد و تشخیص میدهد. باید بر طبق همین هم عمل كرد.

کروبی «سر» شناس ترین سران

با سلام به شنوندگان فتنه پرس،
پس از بیانات آقای جنتی ، مبنی بر دریافت یک میلیارد دلار توسط یکی از سران فتنه از دستان مبارک ملک عبدالله و اعتراض شدید الحن شیخ باطله ... ببخشید شنوندگان عزیز..اشکال از فرستنده بود لطفا به گیرنده هاتون دست نزنید...شیخ اصلاحات به سخنان آقای جنتی.

بر آن شدیم تا با این نابغه‌ی دوران که سالهای سال تجربه مجلس داری دارند داشته باشیم.

خب جناب آقای کروبی باعرض احترام و ادب به محضر شما
سوال اول : در بیانات آقای جنتی ، اسمی از شما و اصولا هیچکس دیگر نبود وصرفا لفظ « سران فتنه » بکار گرفته شده بود. آیا شما با این موضع گیری ، رسما لقب « یکی از سران فتنه» را قبول نکرده اید؟

پاسخ : شما اول بفرمایید چرا بافتنه پُرسی رفتار می کنید؟ خداوند میزان فتنه رو بیکران و همه جوره در اختیار بندگان خودش قرارداده تا هر کی هر چقدر دلش میخواد توش غرق بشه ، نه اینکه کسی بیاد و نگاهش به فتنه رو فقط« پُرسی» بکنه. به نظر من پُرس فقط زیبنده ی همون رستورانهای بین راهیه .

- ....؟؟!

- نه شما هیچی نگو....چون من هنوز وقت دارم ، خلاصه اینکه تابلویی که روی میکروفونتون نصب کردید ایراد داره . مثلا می تونید بجای «فتنه ی پُرسی» بنویسید «فتنه ی خرواری» یا چه می دونم ... « فتنه ی هزار سر»

- حضرت شیخ ، اجازه بفرمایید ، اینی که می بنید pors نیست..press هست یعنی بنگاه خبری فتنه.

- خب اینو از اول می گفتید...دروغ چرا ؟ تا قبر آ...آ..آ..آ من خودم سالها رئیس مَیلس بودم و میدونم کار خبر چیه و چه جوری باید با خبر شد.

- اگر ممکنه سوال رو جواب بدین.

- بله داشت یادم میرفت..ببیند کل مشکل من با حرفهای اقای جنتی توی « سَرِشه »

- متوجه نمیشم

- برادر من ، ظاهرا شما ادم « سرشناسی » نیستی.

- نه حاج آقا ، بنده آدم گمنامی هستم.

- دیدی آقاجان؟ دیدی شما فقط فرق pors  با peres رو بلدی؟ مرد حسابی منظور من از «سرشناس» که سرشناس نیست...سرشناسه آقاجان.سرشناس

- عذر میخوام از شنوندگان محترم..احتمالا شما هم مانند بنده گمی گیج شدید..در ادامه مصاحبه روشن میشه منظور این دانشمند محترم.

- تموم شد؟ ادامه بدم؟

- ببخشید آقای کروبی...بفرمایید!

- عرض میکردم که من خودم سالها توی مَیلس بودم و کل سرها رو میشناسم. دروغ چرا ؟ تا قبر ..آ..آ..آ..آ هر چی سره ، من فوت آبم. سر نوشابه...سر اصلاح شده و نشده..سر حرف...سرِ بازی ( یعنی کسی که توی یه بازی سیاسی رئیس اصلی باشه )خلاصه من در سرشناسی استادم. پس میشه ادعا کرد که کروبی سرشناسترین کاندیدای 88 بود و کسی قدرشو ندونست.

خب پس تا اینجا به همه ثابت شد که من چقدرررر سرشناسم.

حالا چطور انتظار دارید وقتی آقای جنتی میگه سران فتنه..من نفهمم که منظورش با کیه؟...تو این مملکت ، عامی ترین ماست بند هم میدونه وقتی « بی بلانسبت بگی سران فتنه» فوری چهره ی نورانی شیخ مهدی کروبی جلوش ظاهر میشه.

نه آقای جنتی..نه داداش..نه...نمیشه شما بری پشت تریبون بگی : سران فتنه؟؟؟ منم ساکت بنشینم! شما تا بگی کاف من رفتم ته کهریزک و برگشتم.

شما بگو شین من رفتم تا ته شهرام جزایری و برگشتم. شما بگو « آ» من کل آراء باطله رو برات شمردم. دروغ چرا ؟من خودم 12 توی میلس بودم آقا.

- حاج آقا با این حساب بگیم میم؟

- میگم مناظره

- بگیم کاف؟

- میگم کف دهن توی مناظره

- دوباره بگیم کاف؟

- بسه دیگه.... دوکاف رو گفتم...

- حالا بشه سه کاف چه اشکالی داره حاج آقا؟

- «کروبی».....حالا راحت شدی؟..شد سه کاف؟

- ولی حاج آقا...پس شما گوگل رو هم میشناسی؟

- توی میلس ششم بوده؟

- گوگل حاج آقا

- من نمیشناسمش..ولی اگه راس میگه..کارشناساشو بیاره با کارشناسای من روبرو کنه...من خودم کلی تو میلس بودم و هر چی کاف هَس از بَرَم.

- بنابراین تا بگن سین؟

- هر چی سَره از سَر گذروندم. من اگر رئیس جمهور میشدم اجازه سرباز بگیری رو توی ملاعام نمیدادم

- سرباز بگیری؟؟

- بله ..نمی بینید هر روز می شینن واسه خانمای سرباز که سرشون بازه ، نقشه میکشن که چه جوری سرشونو ببندن؟

- ما که ندیدیم حاج آقا

- واسه اینکه سرشناس نیستی. ما اینهمه خانم سرباز توی جامعه میتونیم داشته باشیم ، چرا باید هی درمورد مدت خدمت نظام وظیفه تو ی مَیلس دور خودمون بچرخیم...دروغ چرا ؟ تا قبر آ..آ..آ..آ...ما خودمان توی میلس که بودیم پنداری مملکت کل مشکلش رسیدگی به امثال شهرام اقتصادی بود نه سرباز بگیری از جماعت خانمها.

- ببخشید اگه ممکنه در خصوص ...

- من چقدر وقت دارم؟

- حاج آقا کل وقت ما مال شماست..مناظره یی درکار نیست..اینجا کسی نیست...من و شما هستیم تنها!

- گفتی «تعرض»؟؟؟

- من گفتم؟

- همین الان گفتی منو تو تنها هستیم؟ منظورتون چی بود؟

- حاج آقا بنده نگفتم « تو» گفتم « شما»

- فرقی نمیکنه...تعرض تعرضه..من و شما نداره...من خودم 12 سال توی میلس بودم

- حاج آقا وقت ما تموم شده..میشه مرخص شیم از خدمتتون

- مشکلی نیست فقط دو نکته ، یکی اینکه  سعی کن آدم سرشناشی بشی عین من...خیلی خوب میدونم که سر هر چیزی به کجا وصله ؟ دوم اینکه سه کاف روفراموش نکن : کروبی و کهریزک و کف دهن
به دردت میخوره.

- ممنون از اینکه با فتنه پرس مصاحبه کردید.

- صبر کن گفتی اون دوستت..اسمش چی بود؟

- گوگل

- آره همون...در مورد من چه نظری داره؟

- حاج آقا تا بهش بگید «کر» نمیذاره که « وبی» رو ادامه بدید....امتحان کنید

 

بیانات در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‏ در مورد بصیرت

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین‌.
السّلام علیك ایّتها السّیّدة یا فاطمة المعصومة یا بنت موسى‌بن‌جعفر علیك و على ابائك الطّیّبین الطّاهرین المعصومین افضل الصّلاة و السّلام‌.

تقارن این دیدار بسیار باعظمت ما، كه حضور برجسته‌ى اساتید، بزرگان، فضلا و آحاد طلاب عزیز حوزه‌ى علمیه‌ى قم به آن عظمت بخشیده است، با میلاد مسعود حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا (علیه الاف التّحیّة و الثّناء) و همچنین ولادت خواهر بزرگوار ایشان، حضرت فاطمه‌ى معصومه (سلام اللَّه علیها) ما را به یاد حركت عظیم و مبارك این برادر و خواهر و هجرت پرمعناى این دو بزرگوار مى‌اندازد؛ كه بدون تردید در تاریخ ملت ایران و تاریخ تشیع، یك حركت سازنده و تأثیرگذار بوده است.
 بدون تردید نقش حضرت معصومه (سلام اللَّه علیها) در قم شدن قم و عظمت‌ یافتن این شهر عریقِ مذهبىِ تاریخى، یك نقش ما لا كلام فیه است. این بانوى بزرگوار، این دختر جوانِ تربیت‌شده‌ى دامان اهل‌بیت پیغمبر، با حركت خود در جمع یاران و اصحاب و دوستان ائمه (علیهم‌السّلام) و عبور از شهرهاى مختلف و پاشیدن بذر معرفت و ولایت در طول مسیر در میان مردم و بعد رسیدن به این منطقه و فرود آمدن در قم، موجب شده است كه این شهر به عنوان پایگاه اصلى معارف اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) در آن دوره‌ى ظلمانى و تاریكِ حكومت جباران بدرخشد و پایگاهى بشود كه انوار علم و انوار معارف اهل‌بیت را به سراسر دنیاى اسلام از شرق و غرب منتقل كند.

 امروز هم مركز معرفتى دنیاى اسلام، شهر قم است. امروز هم مثل همان دوران، قم قلب فعال و متحركى است كه میتواند و میباید خون معرفت و بصیرت و بیدارى و آگاهى را در سرتاسر پیكر امت اسلامى پمپاژ كند. در آن روز، اولین كتابهاى فقه و معارف شیعه و پیروان اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) از قم صادر شد. كتابهاى اساسى مورد اعتماد و اتكاى فقیهان و عالمان و محدثان در شهر قم به وسیله‌ى حوزه‌ى قم به وجود آمد. كتاب «نوادر الحكمه»ى محمد بن احمد بن یحیى، كتاب «بصائر الدرجات» صفار، كتاب «الشرایع» على بن بابویه قمى، كتاب «محاسن» برقى، كتب احمد بن محمد بن عیسى و ده‌ها و صدها كتاب دیگر در این پایگاه معرفتى به وجود آمد و تولید شد. شخصیتهائى در اینجا پرورش یافتند كه وقتى به اقطار عالم اسلامى سفر میكردند، محفل آنها محفل فیض بود. شیخ صدوق (رضوان اللَّه علیه) كه جزو نسل سومى‌ها و چهارمى‌هاى این  حركت عظیم است، وقتى به بغداد رفت - كه بغداد مركز شیعه و مركز حدیث بود - در پاى منبر او علما و فضلا و بزرگانى جمع شدند و از او استفاده كردند. لذا ملاحظه میكنید كه شیخ صدوق، شیخ و استاد مفید (رضوان اللَّه علیهما) است. بنابراین قم شد مركز.

ادامه نوشته

مراسم‌بزرگداشت‌حماسه‌ یوم‌ا... نهم‌دی ماه

حماسه 9 دی  تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی است.                                                                        مقام معظم رهبری حضرت آیت‌ا...العظمی‌خامنه‌ای مدظله‌العالی   مراسم‌بزرگداشت‌حماسه‌یوم‌ا... نهم‌دیماه‌باحضور‌امت‌حزب‌ا... وهمیشه‌درصحنه‌مشهدمقدس‌برگزارمی‌گردد. 
 زمان : پنجشنبه 9/10/1389 از ساعت  9 الی 11 صبح
مکان : حرم مطهر حضرت رضا u - رواق امام خمینی;  
سخنران : حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای رئیسی معاون اول محترم قوه قضائیه  
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان رضوی

روایت حرمت‌شكنی عاشورای 88 و تندشدن شیب مرگ جریان فتنه+فیلم

روایت حرمت‌شكنی عاشورای 88 و تندشدن شیب مرگ جریان فتنه+فیلم

سید محمد مهدی دزفولی: با آغاز ماه محرم، در حالی كه التهاب ناشی از اهانت به تصویر امام در مراسم 16 آذر هواداران موسوی، هنوز فروكش نكرده بود، ماهواره‌ها و سایت‌های اینترنتی حامی موسوی تاسوعا و عاشورا را هدف جدید فتنه‌گری معرفی كردند.

برای دانلود كلیپ عاشورای88 و یزیدیان جریان فتنه كلیك كنید.

با این حال، تبلیغات گسترده در روز تاسوعا جمعیتی موجب نشد بیش از 500 نفر در خیابان انقلاب جمع شوند و شعارهای انحرافی بدهند. برخورد قاطع نیروی انتظامی با این افراد در روز تاسوعا سبب شد تا برخی نهادهای مسئول پیش‌بینی كنند، روز عاشورا مشكل حاد امنیتی وجود نخواهد داشت. اما برگزاری مراسم روز عاشورا در تكیه ها، حسینیه‌ها و مساجد موجب شد تا از ساعات اولیه صبح روز 4 دی ماه 1388، برخی باقیمانده‌های جریان فتنه از فرصت پدید آمده استفاده كنند و در خیابان‌های مركزی تهران، دست به اغتشاش و حرمت شكنی بزنند.

این افراد كه به صورت سازماندهی شده بدون حمل هرگونه ادوات مخصوص عزاداران و دسته‌جات عزاداری، نمادهای سبز را حمل می‌كردند، به صورت سازماندهی شده از خیابان‌های اسكندری به سوی تقاطع خیابان توحید، میدان فردوسی به سمت میدان انقلاب، میدان امام حسین(ع)، پل چوبی، خیابان حافظ به سمت چهارراه كالج و چهارراه ولی‌عصر حركت كردند و با اخلال در عبور و مرور عزاداران و مردمی كه در حال تردد به سمت مجالس عزاداری بودند، شعارهای انحرافی سردادند.

فتنه‌گران، شعارهای "مرگ بر دیكتاتور" و "یا حسین میرحسین" و "مرگ بر اصل ولایت فقیه" را در حالی كه دست‌های خود را بالای سر گرفته و كف می‌زدند، تكرار می‌كردند. این افراد كه به چوب، چماق و سنگ مسلح بودند، پس از هر درگیری با نیروهای انتظامی و متفرق شدن، به خیابان‌های فرعی هجوم می‌آوردند و به تخریب اموال عمومی بویژه شكستن شیشه‌ها می‌پرداختند. آشوبگران در تقاطع اسكندری- آزادی با كندن میله‌های خطوط ویژه اتوبوس‌های تندرو و قرار دادن آنها در وسط خیابان تلاش كردند تردد مردم را مختل كنند.

این افراد هر خودرویی را كه گمان می‌كردند ارتباطی با نیروهای انتظامی و یا مردم مسلمان و عزادار دارد، با سنگ مورد حمله قرار می‌دادند. اغتشاشگران در تقاطع كریمخان- حافظ، دو خودروی پلیس را آتش زدند. این افراد همچنین در مسیرهای اصلی مانند خیابان انقلاب و خیابان كریمخان اقدام به آتش زدن سطل‌های زباله و قرار دادن آنها در وسط خیابان كردند، به‌طوری كه دود ناشی از این اقدام برخی خیابان‌ها را فراگرفت.

در میدان ولی عصر نیز اغتشاشگران با آتش زدن كیوسك نیروی انتظامی و یك خودروی پلیس به پایكوبی مشغول شدند. در حاشیه میدان ولی‌عصر(عج) تهران پرچم‌های مقدس یا زهرا(س) و یا حسین(ع) توسط حرمت‌شكنان پاره و به آتش كشیده شد.

اما شدیدترین درگیری‌ها در زیرپل كالج، خیابان حافظ و چهارراه ولی عصر رخ داد. در این درگیری ها، اغتشاشگران جمعی از كادرهای نیروی انتظامی را به گروگان گرفتند و به‌شدت مضروب كردند. چند جوان عزادار با ظاهر متدین نیز مورد ضرب و جرح شدید این افراد قرار گرفتند و از سوی فتنه‌گران هتك حیثیت شدند. همچنین چند بانك و مغازه‌ی شخصی در زیر پل كالج به آتش كشیده شد. مركز بسیج وزارت نفت را هم در خیابان حافظ آتش زدند.

حضور عزاداران حسینی

با نزدیك شدن به ظهر و انتشار خبر هتك حرمت روز عاشورا در هیأت‌های مذهبی و مساجد، عزاداران حسینی به خیابان‌های مركزی تهران گسیل شدند. شمار قابل توجهی از مردم نیز در تقاطع انقلاب- فلسطین تجمع كردند. این افراد با سردادن شعارهای انقلابی از جمله «لبیك یا خامنه‌ای لبیك یا حسین است» و سینه‌زنی، اقدامات خرابكارانه اغتشاشگران را محكوم كردند. سعید حدادیان در جمع این افراد اقدام به مرثیه‌سرایی كرد.

همچنین بعد از اذان ظهر حوالی ساعت 14 با حضور گسترده نیروهای امنیتی و انتظامی، تعداد زیادی از اغتشاشگران بازداشت شدند و نیروهای انتظامی كنترل اوضاع را در خیابان انقلاب در دست گرفتند و مردم با سردادن شعارهای انقلابی به طرف میدان فردوسی راهپیمایی كردند.

راهپیمایان شعارهای "الله اكبر خامنه‌ای رهبر"، "حزب فقط حزب‌الله، سیدعلی روح‌الله"، "منافق حیاكن عاشورا را رها كن" و "مرگ بر منافق"، "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی"، "ماشاء‌الله حزب الله"، "مرگ بر منافق"، "این همه لشكر آمده به عشق رهبر آمده"، "وای اگر خامنه‌ای حكم جهادم دهد ارتش عالم نتواند كه جوابم دهد" را سر می‌دادند. تعداد زیادی از بانوان عزادار حسینی(ع) نیز در خیابان حافظ به سمت تقاطع كالج راهپیمایی كردند.

راهپیمایان كه پرچم‌های عزای حسینی و پرچم جمهوری اسلامی ایران را در دست داشتند، با سر دادن شعارهای انقلابی مانند "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی" حركت اغتشاشگران را محكوم كردند. همچنین گروه‌های مردمی با حركت روی پل حافظ - جمهوری بر ضد اغتشاشگرانی كه تعدادی از آنها در مسیر خیابان جمهوری بودند، شعار دادند. صدها موتور سوار نیز كه پرچم‌های هیأت خود مركب از "یاحسین"، "یا مهدی ادركنی" و... را به دست گرفته بودند، به‌طور مستمر در خیابان انقلاب به گشت‌زنی پرداختند.

حدود ساعت 16، آرامش به خیابان‌های تهران بازگشت و نیروهای انتظامی در این خیابان‌ها مستقر شدند.

حمله به نمازگزاران

همچنین ظهر روز عاشورا، عده‌ای از فتنه‌گران طرفدار موسوی، با حضور در میدان جمهوری اسلامی و مشاهده برگزاری نماز ظهر عاشورا در هیأت رهپویان آل طاها، به عزاداران حسینی حاضر این هیأت هجوم آورده و به سمت آنها سنگ‌پراكنی كردند. این افراد كه نمادهای سبزرنگ نیز با خود داشتند، تعدادی از نمازگزاران را نیز مورد ضرب و شتم قرار داده و با سنگ‌پراكنی به سوی "حجت‌الاسلام صالحان" امام جماعت این هیأت، وی را مجروح كردند. علاوه بر امام جماعت این هیأت، تعداد دیگری از عزاداران حسینی در این هیأت نیز به جهت سنگ‌پرانی و ضرب و شتم این افراد، مجروح شدند.

حجت‌الاسلام صالحان امام جماعت نماز میدان جمهوری اسلامی در این باره می‌گوید: این نماز حدود 12 سال سابقه دارد كه در ضلع شمال شرقی میدان جمهوری اسلامی برگزار می‌شود و تقریباً بنیان نمازهای ظهر عاشورا در تهران و شهرستان‌ها را همین نماز گذاشته است.

افرادی كه در این نماز شركت می‌كنند دو قشر هستند، یك قشر افرادی كه متعلق به هیأت (آل طاها) هستند و عده‌ای از مردم هم فقط برای اقامه این نماز در میدان جمهوری حضور پیدا می‌كنند.

صالحان با بیان این كه همیشه این نماز در فاصله میدان جمهوری و خیابان ارومیه برگزار می‌شود، تصریح كرد: بخاطر عملیات احداث مترو، دو سال است كه این نماز در فاصله بین خیابان‌های ارومیه و شهید كلهر كه دقیقاً یك چهارراه بعد از میدان آزادی است، برگزار می‌شود. با اطلاع رسانی‌هایی كه شده بود، جمعیت خوبی حضور پیدا كرد، لذا هرسال بخاطر حضور جمعیت از ساعت 11:30 مقابل خیابان ارومیه بسته می‌شود، در همین حال در خیابان آزادی ساعت 11:15 تقاطع نواب، فتنه‌گران به حركت درآمدند كه شعارهای تندی می‌دادند و وقتی كه سر چهارراه رسیدند، با نیروهای ناجا درگیر شدند. ساعت 11:40 این اغتشاشگران از بالا به خیابان نواب سرازیر شدند، به گونه‌ای كه پشت صفوف نماز خانم‌ها رسیدند. اتفاقاً پشت صف خانم‌ها سطل زباله‌های قابل اشتعال كه همواره ابزاری برای این جماعت است و شهرداری هم رسیدگی نمی‌كند، وجود داشت كه عده‌ای كه نمادهای سبز داشتند، قصد به آتش كشیدن آنها را داشتند كه با ممانعت برخی از اعضای هیأت و بسیجی‌ها جلوگیری شد. اگر این سطل‌ها آتش می‌گرفت خانم‌هایی كه نزدیك آنها بودند هم می‌سوختند اما زمانی كه از آتش زدن سطل‌های زباله ناتوان شدند، ضلع غربی كه شهرداری از یك هفته قبل كنده بود باعث شد كه سنگ‌هایی در اختیار اغتشاشگران قرار گیرد و سنگ‌ها هم به گونه‌ای بود كه حدود 10 متر را در اختیار آنها قرار داده بود تا سنگ پرانی كنند لذا موفق به این كار شدند. یكی از رفقای ما كه خلبان ایران ایر است با همسر و فرزندش آمده بود كه قصد داشت در برابر این جماعت بایستد ولی متأسفانه ایشان را دربرابر همسر و فرزندش كف خیابان خواباندند و به‌شدت وی را مجروح كردند، همچنین بینی یكی دیگر از افراد را شكستند و علی‌رغم این‌كه دوستان از اصابت سنگ‌ها به‌بنده و مردم جلوگیری می‌كردند یكی از سنگ‌ها نیز به‌بنده خورد و من از ناحیه گوش و صورت به‌شدت زخمی شدم. با این وضعیت نماز اقامه شد.

قتل مشكوك خواهرزاده موسوی

یكی از اتفاقات قابل توجه روز عاشورا، كشته شدن علی موسوی خواهرزاده میرحسین موسوی بر اثر تیراندازی در خیابان آزادی بود. علی موسوی با سلاح‌هایی غیرسازمانی و به صورت نشانه دار مورد هدف قرار گرفته بود. شامگاه روز 4 دی فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ با صدور اطلاعیه‌ای توضیحاتی درباره وقایع روز عاشورا در تهران ارائه داد كه محتوای آن حكایت از صحت اخبار مبنی بر قطعی بودن عملیات تیم‌های ترور در حادثه كشته‌شدن خواهرزاده میرحسین موسوی می‌كرد.

در این اطلاعیه آمده بود: در روز عاشورای حسینی فتنه‌گران با سوءاستفاده از خویشتن‌داری مأموران خدوم نیروی انتظامی و با برنامه‌ریزی قبلی و هدایت و فراخوان بیگانگان، اقدام به تحركات ضدانقلابی، تخریب اموال دولتی، عمومی و شخصی، ضرب و شتم عزاداران حسینی و حمله به مأموران انتظامی كردند كه با بررسی‌های صورت گرفته، وضعیت جان باختگان این حوادث برای آگاهی افكار عمومی به شرح زیر اعلام می‌شود:

آقای سید علی موسوی حبیبی بدون این‌كه در صحنه اغتشاشات حضور داشته باشد، در یكی از خیابان‌های فرعی تهران (خیابان شادمان)، در حدود ساعت 12 الی 13 ‌ششم دی در حین حركت، به دست سرنشینان یك دستگاه خودرو با سلاح گرم هدف ترور قرار گرفته كه به علت تأخیر در انتقال به بیمارستان دچار خونریزی شدید شد و فوت كرد. تحقیقات گسترده برای شناسایی عنصر یا عناصر تروریست ادامه دارد. دو نفر با هویت معلوم در روز یاد شده در تقاطع خیابان‌های انقلاب و حافظ در جریان حمله و تهاجم با اشیای سخت به مأموران نیروی انتظامی زخمی شدند و پس از انتقال به بیمارستان جان باختند. یك نفر با هویت نامعلوم به علت سقوط از پل و دو نفر با هویت معلوم بر اثر برخورد خودرویی با آنان در تجمع اغتشاشگران جان باختند. تحقیقات درباره این موارد ادامه دارد. یك نفر با هویت نامعلوم در جریان اغتشاشات با ضربات كارد كشته شده است.

حضور فائزه هاشمی

چند روز بعد از روز عاشورا، تصاویری منتشر شد كه نشان دهنده حضور فائزه هاشمی در اغتشاشات روز عاشورا بود. فائزه هاشمی هیچ گاه این تصاویر را تكذیب نكرد و فقط علیه رسانه‌های مخالفش فحاشی كرد.

دو روز بعد دانشجویان واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد كه محل تحصیل فائزه هاشمی است، در تجمع مقابل دفتر رئیس دانشگاه آزاد به عملكرد فائزه هاشمی و رئیس این واحد دانشگاه (عبدالله جاسبی) اعتراض كردند. این دانشجویان با حركت از مقابل دانشكده علوم انسانی این دانشگاه به سمت محوطه اصلی دانشگاه، با سردادن شعارهایی علیه رئیس دانشگاه آزاد، به بی‌تفاوتی مسئولان دانشگاه آزاد نسبت به این ساختارشكنی‌ها اعتراض كردند.

این دانشجویان كه شعار می‌دادند: «دانشگاه مخملی نمی‌خواهیم» و «جاسبی استعفا، استعفا» سپس با حركت به سمت دفتر جاسبی در طبقه هفتم دانشكده علوم انسانی این دانشگاه، اقدام به برقراری یك تجمع آرام در دفتر جاسبی كردند. این درحالی بود كه حراست دانشگاه نیز در این بین، پرچم‌های ایران را كه در دست دانشجویان بود، ضبط كرد. دانشجویان دانشگاه آزاد در مقابل دفتر جاسبی شعار می‌دادند: "مفسد اقتصادی اعدام باید گردد؛ فائزه هاشمی اخراج باید گردد."

آغاز محكومیت‌ها

محكومیت حرمت شكنی روز عاشورا از عصر همان روز آغاز شد و این بار هم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پیشگام بود. در این بیانیه آمده بود: با خبر شده‌ایم كه متأسفانه امروز، در روز عاشورا در حالی‌كه ملت سوگوار بطور یكپارچه در مراسم عزاداری و روضه خوانی اباعبدالله الحسین (علیه السلام) شركت داشته‌اند و بر سر و سینه می‌زدند، ‌عده‌ای ساختارشكن، با كف و سوت با حرمت‌شكنی عاشورای حسینی، به‌طور سازمان یافته و هماهنگ با سامانه‌های دروغ پردازی و شایعه پراكنی استكبار علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران علاوه بر تخریب اموال عمومی و اغتشاش، به قرآن، مساجد، حسینیه‌ها و تكیه‌ها، نذورات، عزاداران و مراسم حسینی اهانت و جسارت كرده‌اند و گستاخی را با شعار علیه باورها و ارزش‌های اسلامی و مقدسات مذهبی برای تحقق خواب‌های پریشان دشمنان اسلام و ایران، بیشتر كرده‌اند.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با تسلیت این حرمت شكنی بزرگ به ساحت مقدس ولی‌عصر(عج) و رهبر فرزانه و مراجع تقلید و كلیه حوزویان و دانشگاهیان با بصیرت و آحاد ملت اعلام می‌دارد امروز پاسخگویی به ندای هل من ناصر حسینی در استمرار آرمان امام راحل و شهدای والامرتبه اسلام و حفظ و حمایت از نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و بصیرت در برابر فتنه گران و اطاعت از ولی فقیه واجب الاطاعه و رهبر حكیم و فرزانه حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (دامت بركاته) كه حجت شرعی و قانونی برای همه است، تجلی پیدا می‌كند. اطمینان داریم كه خروش حسینی شما عاشورائیان و غیرت دینی و انقلابی ملت آگاه و حاضر در صحنه توطئه دشمنان اسلام و نظام اسلامی را چون گذشته خنثی خواهد كرد.

امت خداجو

علی رغم تمام هتاكی‌ها و بی‌حرمتی‌هایی كه جریان طرفدار موسوی در روز عاشورا مرتكب شد، وی در بیانیه‌ای اغتشاشگران روز عاشورا را امتی خداجو خواند كه به صحنه آمده‌اند و نشان دادند كه شبكه‌های وسیع اجتماعی و مدنی كه در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خودجوش شكل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی‌مانند!

موسوی حامیانش را اینچنین توصیف كرد: عزاداران حسینی در این روز مقدس، حسین حسین گویان به صورت مسالمت‌آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدان‌ها و مسیرهایی شدند كه خود انتخاب كرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریك‌آمیز مواجه شدند، خشونت‌های غیرقابل باور چون زیر كردن راهپیمایان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی كه امروز هویت آنها بر كسی پوشیده نیست و روز به‌روز پرده از چهره آنان و سران‌شان كنار زده می‌شود، فاجعه‌ای را آفرید كه اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی كشورمان رخت برنخواهد بست.

اما موسوی در انتهای بیانیه اش پیشنهاداتی را نیز مطرح كرد كه دقت در محتوای این پیشنهادات كه جهت خروج از بحران صورت می‌گرفت، نشان می‌داد كه همان اظهارات هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه 26 تیر 88 است.

هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه وضعیت كشور را بحرانی خوانده و به ارائه راهكارهایی برای خروج از آن پرداخته بود و در این بیانیه هم موسوی تأكید می‌كند كه تا وجود یك بحران جدی در كشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشكلات و مسائل پیدا نخواهد شد. آزادی زندانیان كه در حوادث بعد از انتخابات دستگیر شده بودند، استفاده از اصطلاح اعتماد‌سازی میان حاكمیت و مردم نیز از جمله محورهای مشترك اظهارات هاشمی رفسنجانی و بیانیه موسوی بود.

اما آنچنانكه خون سیدالشهدا(ع) در سال 61 هجری موجب بیداری امت اسلامی و جاری شدن خون تازه در رگ‌های اسلام شد، حرمت‌شكنی روز عاشورا نیز بصیرت ویژه‌ای در میان مردم در مورد اغراض اصلی فتنه‌گران ایجاد كرد و علاوه بر پدیدآمدن نفرت عمیق از فتنه‌گران ساختارشكن، خروش عظیم و تاریخی 9 دی، طومار آن‌ها را یك بار برای همیشه در هم پیچید.

9 تا 19 دی به دهه بصیرت نامگذاری شود


قم - خبرگزاری مهر: امام جمعه قم خواستار نامگذاری 9 تا 19 دی به نام دهه بصیرت شد.

به گزارش خبرنگار مهر در قم، حجت الاسلام سید محمد سعیدی در خطبه‌های این هفته نماز جمعه قم که در شبستان امام خمینی (ره) حرم معصومه(س) برگزار شد با اشاره به دو جریان تاثیرگذار 9 دی و 19 دی  اظهار داشت: شما قمی‌ها در مرحله پایانی انقلاب اسلامی پیشتاز بودید و جرقه‌ای که شما با حماسه 19 دی در اوج خفقان رژیم شاهنشاهی زدید آن جرقه نوری بر ظلمت شده و درخشید.

وی اضافه کرد: همچنین شما در حماسه 9 دی سال گذشته خوش درخشیدید و 9 تا 19 دی را دهه بصیرت بدانید و در این دهه در مساجد، مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها مباحث بصیرتی را مطرح کنید تا تداوم مسیری که تهیه کردید ادامه پیدا کند.

سعیدی گفت: حادثه 9 دی با تبلیغات ساخته نشد بلک مردم در پی فرصتی بودند و به خیابان‌ها آمدند تا بساط فتنه‌گران را جمع کنند لذا با حضور قوی خود جریان فتنه را به حالت احتضار درآوردند و به همین دلیل سران فتنه با مواضع دشمن شاد کن خود بیانیه‌هایی صادر می‌کنند و می‌خواهند نشان دهند که نمرده‌اند ولی آنها تا همیشه آرزوی برگشتن به صحنه حکومت را به گور خواهند برد.

امام جمعه قم راز دیگر حماسه 9 دی را تبری و تولی دانست و تاکید دارد: مردم با همان شکوهی که از رهبری و ولایت حمایت کردند با همان شکوه در 9 دی از فتنه تبری کردند.

وی گفت: همان گونه که حضور مردم در دوران دفاع مقدس نظام ما را در برابر کفار بیمه کرد امروز حضور مردم در مقابله با فتنه‌گران نظام اسلامی ما را در برابر حوادث گوناگون و فتنه‌ها بیمه کرده است.

وی ادامه داد: سبقت گرفتن عموم مردم در این جریان فتنه از بعضی از خواص یکی دیگر از راز حماسه بودن 9 دی را نشان می‌دهد.

مردم در عزاداری سید‌الشهداء سنگ تمام گذاشتند

امام جمعه قم در بخش دیگری از سخنان خود با تشکر از حضور باشکوه آحاد مردم در مراسم عزاداری سید الشهداء تصریح کرد: امسال مردم در داخل و خارج از کشور درمراسم عزاداری امام حسین(ع) و یاران باوفای ایشان سنگ تمام گذاشتند به خصوص که امسال در کشور مسلمان و برادرمان ترکیه حماسه بی‌نظیری شکل گرفت و در کشوری که مدت‌ها لائیک‌ها حاکم بودند جمعیت چندین هزار نفری در روز عاشورا به صحنه آمدند و برای اباعبدالله‌ الحسین(ع) عزاداری کردند و نخست وزیر این کشور مصائب آن حضرت را بازگو کرد.

وی با بیان اینکه این همه آوازه ها از ایران اسلامی است و این مردم قدرشناس کشور بودند که این فرهنگ را نشر داده اند، اظهار داشت: در کشور آذربایجان نیز برخی دولتمردان این کشور خیز برداشتند تا جلوه‌های اسلامی به ویژه حجاب را کمرنگ کنند ولی مردم این کشور مراتب اعتراض خودشان را به دولتمردان اعلام و برای مصائب سیدالشهداء عزاداری کردند.

سعیدی خطاب به بانوان ایرانی گفت: شما توانستید گوهر عفاف و حجاب را به کشورهای دیگر صادر کنید و باید قدر این گوهر عفاف و حجاب را بدانید و عزتمندانه از آن پاسداری کنید.

امام جمعه قم با اشاره به حضور بی‌نظیر دانش‌آموزان و دانشجویان در مراسم عزاداری سیدالشهداء از مسئولان نظام خواست که توجه ویژه‌ای به این قشر جامعه که سرمایه‌های اصلی نظام هستند داشته باشند.

سعیدی در پایان سخنان خود از مقام معظم رهبری به واسطه انتخاب وی به عنوان تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) تشکر کرد و یادآور شد: این موقعیت را از موهبت‌های الهی می‌دانم و از خداوند توفیق خدمت را به این بارگاه ملکوتی مسئلت دارم و خودم را آماده کرده‌ام که تمام وقت و توانم را در مسیر خدمت به آستانه مقدسه که متعلق به همه دوستداران اهل بیت است به کار گیرم و از تمام عاشقان ولایت دعوت می‌کنم که پیشنهادات و نقطه نظرات خودشان را به این تولیت اعلام کنند.

هفته نامه «۹ دی» به کیوسکها آمد

هفته نامه ۹ دی که قرار بود نهم دیماه جاری منتشر شود، امروز چهارم دی روی پیشخوانهای مطبوعاتی ظاهر شد.

به گزارش مشرق، این نشریه که به صورت هفتگی منتشر می شود را حمید رسایی مدیریت می کند و امتیازش به نام دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر ثبت شده است. سردبیری این هفته نامه را نیز علیرضا معاف بر عهده دارد.

سیاست، اقتصاد، هنر و رسانه، گفتگو، جبهه فرهنگی، بلاگستان و عکس و مکث از جمله عناوین این هفته نامه است.

در این شماره همچنین گفتگوی مفصلی با آیت الله مصباح یزدی با عنوان «جهل سران فتنه باورکردنی نیست» درج شده که گفتگو کنندگان، حمید رسایی و وحید یامین پور هستند.