عاشورا، فائزه،آقازادگی، خاتمی،جماران، خواهرزاده موسوی، سوتوکف
محمد مهدی تهرانی: همه چیز انگار از عاشورا شروع شد. عاشورای 88 مملو از گزارههای معنادار برای تاریخ ایران اسلامی بود؛ مملو از حرفها و کلید واژهها. آن روز انگار تاریخ ایران اسلامی ورق دیگری خورد. تمام اهانتها و جسارتهای مطبوعات دوم خردادی طی سالهای اصلاحات یکباره به دست مردم خداجوی موسوی به تصویر کشیده شد و اوج التزام و پایبندی سبزها به شعایر دینی به نمایش درآمد.
عاشورا معضل آقازادگی در ایران را برملا کرد. پرده از نیتها و منش و روش سبزها برداشت و ماجرای فتنه را مختومه کرد. حرمت شکنیهای فاطمیه و پایکوبیهای خیابانی قبل از انتخابات به عاشورا رسید تا بعد از به بازی گرفته شدن رنگ سبز نوبت به رنگ سیاه عزای سیدالشهداء(ع) برسد و از این طریق برآوردی روشن از پایگاه اجتماعی دو جریان اکثریت و اقلیت به نمایش گذاشته شود.
مصونیتی به نام آقازادگی موجب شرمساری نظام قضایی خواهد بود
آن روزها اگرچه نقشآفرینی آقازادهها مشخص شده بود، اما هنوز عزمی برای برخورد با آنها دیده نمیشد. دكتر الهام در پاسخ به سؤالی درباره برخورد قوه قضائیه با آقازادهها در موضوعات اقتصادی و در حوادث بعد از انتخابات گفت: «برابری در مقابل قانون به ویژه قانون جزا، مهمترین رکن احساس امنیت قضایی است. اگر قوه قضائیه در این خصوص اهمال کند، احساس امنیت قضائی آسیب میبیند.»
تاسوعا، جماران و عزاداری با کف و سوت
سبزها در روز تاسوعا در جماران گرد خاتمی جمع شدند تا با کف و سوت، عمق اعتقادشان به سیدالشهداء را به نمایش بگذارند. مدعیان خط امام باز هم کف و سوتها را ندیدند و آن قدر زبان در کام گرفتند که در عاشورا حتی خیمههای عزای سیدالشهدا و قرآن مجید هم به آتش کشیده شد.
سکولارها، ضد دینها و سلطنت طلبهایی که با انقلاب و امام مشکل داشتند و سالها کینه امام را در دل داشتند، به واسطه آنچه جریان فتنه، مجال خود نمایی یافتند و شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" سردادند. هر چه گذشت صف بندیها مشخص تر شد و پایگاه اجتماعی دو جریان اکثریت و اقلیت حاضر در کشور روشنتر شد، بهطوری که بعد از عاشورا دیگر همه میدانستند چه خبر است. در واقع اگر تا پیش از آن میبایست با تلاش فراوان عمق نفاق و رویکردهای ضددینی جریان ساختارشکنان برای مردم شرح داده میشد، این بار نفاق عریان شد تا همه حق و باطل و حامیان آن را بازشناسند.
اشرافیت حامی اصلاحات و سکوت و رخوت مدعیان خط امام زمینه میدانداری افراطیون ساختارشکن را فراهم کرد. جسارتها اگر چه بی حد و حصر بود اما کسی تا کنون جرأت نکرده بود حرمت عاشورای امام حسین(ع) را بشکند و آن را با کف و سوت بگذراند. طبیعی بود که در این شرایط، جریان نفاق در سیر استدراجی خود سرعت دو چندان بگیرد.
در روز تاسوعا جمعیت اندک فتنهگران به گونهای بود که حتی ناامیدی خبرگزاری فرانسه، رویترز، الجزیره را نیز در پی داشت. خبرنگار خبرگزاری فرانسه در تهران در ارتباط تلفنی با شبكه تلویزیونی فرانس 24 در پاسخ به سؤال مجری برنامه مبنی بر اتفاقات روی داده در تهران گفت: «فقط چند صد نفر به دعوت گروه های مخالفان پاسخ مثبت دادند و به خیابانهای مناطق مركزی تهران و به طور مشخصتر به خیابان انقلاب ریختند تا برای برگزاری تظاهرات تلاش كنند اما پلیس كنترل مركز تهران را در اختیار گرفت و تظاهر كنندگان متفرق شدند.»
الجزیره انگلیسی نیز گزارش داد خبرهای دریافتی از ایران حاكی است در اطراف میدان انقلاب شمار معدودی از مردم شعارهایی سرداده اند و سپس متفرق شدند. خبرنگار بیبیسی هم كه از تجمع پرشمار جریان فتنه برای سوءاستفاده از عزاداری روز عاشورا ناامید شده بود، دلیل این مسئله را عدم صدور اطلاعیه رسمی از سوی رهبران این جریان دانست. خبرگزاری رویترز هم كه گویا پس از مشاهده جمعیت پراكنده و كمتر از 500 نفره اغتشاشاگران ترجیح داده بود اخبار را به نقل از سایتهای ضدانقلاب ایرانی منتشر كند، به نقل از خبرنگار مستقر خود در دفتر تهران خبری روی خروجی نداد.
مردم هتاكان را از جماران بیرون كردند/سخنرانی خاتمی نیمهتمام ماند
فتنهگرانی كه در شب عاشورای حسینی با حضور در حسینیه مقدس جماران به سردادن شعارهای انحرافی پرداخته و همزمان با حضور خاتمی در حسینیه سوت و كف زدند، با خشم مردم انقلابی حاضر در حسینیه مواجه و از این محل اخراج شدند.
در جریان این برنامه، مشاجرههای لفظی میان هتك حرمتكنندگان شب عاشورا و عدهای دیگر كه به این رفتار معترض بودند، بالا گرفت و در ادامه منجر به زد و خوردهایی شد. در ادامه برنامه در حالی كه خاتمی سخنرانی خود را آغاز كرده بود، درگیری میان افراد در محوطه بیرونی حسینیه جماران آغاز شد و سپس نیروی انتظامی با ورود به محل تلاش كرد كنترل اوضاع را بهدست بگیرد.
برخی افرادی كه با نیروی انتظامی درگیر شده بودند، پس از متفرق شدن، اقدام به صدمه زدن به اموال شهروندان از جمله تعدادی از اتومبیلهای پارك شده در خیابان یاسر منتهی به جماران كردند.
در داخل حسینیه جماران و اوسط سخنرانی خاتمی نیز در حالی كه چندین بار هتك حرمت شب عاشورا توسط فتنهگران با اقدام به كف زدن تكرار شد، درگیریها بالاگرفت و تعدادی از حاضران با سردادن شعارهایی مانند "منافق حیا كن، جماران را رها كن" خواستار خروج این افراد از حسینیه شدند. خاتمی با مشاهده این وضع، سخنرانی خود را قطع كرد و محافظانش بلافاصله او را به بیرون منتقل کردند.
تاریخ تكرار نشد/ مردمحسینیتهران یزیدیان را فراری دادند
هر گونه که بود، عاشورا بالاخره رقم خورد و پای کف و سوتهای شب گذشته در جماران به خیابانها رسید تا خیمههای عزای سیدالشهداء(ع) نیز به آتش کشیده شود. از صبح عاشورا عدهای كه به صورت سازماندهی شده بدون حمل هرگونه ادوات مخصوص عزاداران و دستهجات عزاداری، نمادهای سبز اموی را حمل میكردند، به صورت سازماندهی شده از خیابانهای اسكندری به سوی تقاطع خیابان توحید، میدان فردوسی به سمت میدان انقلاب، میدان امام حسین(ع) پل چوبی، خیابان حافظ به سمت چهارراه كالج و چهارراه ولیعصر حركت كردند و با اخلال در عبور و مرور عزاداران و مردمی كه در تردد به سمت مجالس عزاداری بودند، شعارهای انحرافی سردادند.

برخی بقایای فرقه موسوی شعارهای "مرگ بر دیكتاتور" و "یا حسین میرحسین" را در حالی كه دستهای خود را بالای سر گرفته و به هم میزدند، تكرار میكردند.
این افراد كه به چوب، چماق و سنگ مسلح بودند، پس از هر درگیری با نیروهای انتظامی و متفرق شدن، به خیابانهای فرعی هجوم میآورند و با تخریب اموال عمومی بهویژه شكستن شیشهها قصد داشتند، به زور وارد منازل مردم شوند كه در برخی موارد بهدنبال مقاومت صاحبان منازل، اغتشاشگران آنان را مضروب و به منازل نیز خساراتی وارد كردند.
آشوبگران در تقاطع اسكندری- آزادی با كندن میلههای خطوط ویژه اتوبوسهای تندرو و قرار دادن آنها در وسط خیابان تلاش كردند تردد مردم را مختل كنند.
این افراد هر خودرویی را كه گمان میكردند ارتباطی با نیروهای انتظامی و یا مردم مؤمن دارد، با سنگ مورد حمله قرار میدادند.

اغتشاشگران در تقاطع كریمخان- حافظ، دو خودروی پلیس را آتش زدند و تاكنون آتش زدن 26 موتور از موتورهای ناجا و مردم نیز گزارش شده است. این افراد، همچنین در مسیرهای اصلی اقدام به آتش زدن سطلهای زباله و قرار دادن آنها در وسط خیابان كردند، به طوری كه دود ناشی از این اقدام برخی خیابانها را فراگرفت.
عزاداران عاشورایی به میدان آمدند
تمام شدن مراسمهای عزاداری با نماز ظهار کافی بود تا جمع کثیری از عزاداران به خیابانها بیایند و رو در روی فتنهگران بایستند. شمار قابل توجهی از مردم نیز در تقاطع انقلاب- فلسطین تجمع كردند. این افراد با سردادن شعارهای انقلابی از جمله "لبیك یا خامنهای لبیك یا حسین است" و سینهزنی، اقدامات خرابكارانه اغتشاشگران را محكوم كردند.
حاج سعید حدادیان که در دانشگاه تهران به عزاداری پرداخته بود، با جمعی از مردم و دانشجویان در خیابان انقلاب حاضر شد. دیگر بغض دیرین انقلابیون ترکیده بود. عاشقان ولایت، شعارهای "الله اكبر خامنهای رهبر"، "حزب فقط حزب الله، سید علی روح الله"، "منافق حیاكن عاشورا را رها كن" و "مرگ بر منافق"، "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی"، "ماشالله حزب الله"، "مرگ بر منافق"، "این همه لشكر آمده به عشق رهبر آمده"،" وای اگر خامنهای حكم جهادم دهد، ارتش عالم نتواند كه جوابم دهد" سر دادند و هرلحظه بر شمار راهپیمایان مردمی افزوده میشد.
امویان در حاشیه میدان ولیعصر(عج) تهران، پرچمهای مقدس یا زهرا(س) و یا حسین(ع) را پاره و كیوسك پلیس را نیز آتش زدند. تعداد زیادی از بانوان عزادار حسینی(ع) نیز در خیابان حافظ به سمت تقاطع كالج راهپیمایی كردند. راهپیمایان كه پرچم های عزای حسینی و پرچم جمهوری اسلامی ایران را در دست داشتند، با سر دادن شعارهای انقلابی مانند "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی" حركت اغتشاشگران را محكوم كردند.
همچنین گروه های مردمی با حركت روی پل حافظ جمهوری بر ضد اغتشاشگرانی كه تعدای از آنها در مسیر خیابان جمهوری بودند، شعار دادند. صدها موتور سوار نیز كه پرچم های هیئات خود مركب از "یاحسین"، "یا مهدی ادركنی" و... را به دست گرفتهاند، به طور مستمر در خیابان انقلاب به گشت زنی پرداختند.
قتل مشکوک خواهر زاده موسوی
بنا بود با انتشار خبر قتل خواهرزاده موسوی موج جدیدی از مظلومنمایی و آشوبطلبی کلید بخورد که فتنهگران در این راه ناکام ماندند. قتل خواهرزاده موسوی در حالی در محدوده چهارراه کالج یکی از مراکز تجمع اغتشاشگران صورت گرفت که گزارش ها حاکی از استفاده از اسلحه مخصوص تیمهای ترور در این اقدام مشکوک داشت، چنانکه نوع سلاح و گلوله استفاده شده در این حادثه، نوعی خاص و کمیاب از گلوله وسلاح مخصوص تیم های ترور بود.
گفته می شد بیش از ده نفر از اعضای کددار سازمان منافقین در اغتشاشات روز عاشورا بازداشت شدهاند. دکتر مرندی استاد دانشگاه تهران در گفتگو با شبکه تلویزیونی الجزیره از ابهامات کشته شدن خواهر زاده میرحسین موسوی سخن گفت و این واقعه را مطابق شواهد موجود مشکوک توصیف کرد. او گفت: «من دقیقا نمی دانم كه تعداد كشته ها چقدر است اما از چهار نفری كه كشته شدند، تنها یك نفر به ضرب گلوله كشته شد كه آن یک نفر خواهرزاده آقای موسوی بود!» انگار قرار بود ماجرای ندا آقاسلطان تکرار شود و ماجرای خونخواهی به راه افتد و این همه با همراهی نکردن خانواده خواهرزاده موسوی و نیز خروش انقلابیون به واسطه هتک حرمت عزاداری سیدالشهدا(ع) ناکام ماند.
اطلاعیه ناجا که کمی بعد منتشر شد، خود گواهی بر مشکوک بودن ماجرا بود. در این اطلاعیه تصریح شده بود: «آقای سید علی موسوی حبیبی بدون اینكه در صحنه اغتشاشات حضور داشته باشد در یكی از خیابانهای فرعی تهران(خیابان شادمان)، در حدود ساعت 12 الی 13 ششم دی در حین حركت، به دست سرنشینان یك دستگاه خودرو با سلاح گرم هدف ترور قرار گرفته كه به علت تأخیر در انتقال به بیمارستان دچار خونریزی شدید شد و فوت كرد.»
روایت امام جماعت نماز ظهر عاشورا از حمله طرفداران موسوی
حجت الاسلام صالحان امام جماعت نماز میدان جمهوری در گفتگویی اتفاقات روز عاشورا را تشریح کرد. او گفت: «ساعت 11:40 این اغتشاشگران از بالا به خیابان نواب سرازیر شدند به گونه ای که پشت صفوف نماز خانمها رسیدند، اتفاقا پشت صف خانمها سطل زباله های قابل اشتعال که همواره ابزاری برای این جماعت است و شهرداری هم رسیدگی نمی کند وجود داشت که عده ای که نمادهای سبز داشتند قصد به آتش کشیدن آنها را داشتند که با ممانعت برخی از اعضای هیات و بسیجی ها جلوگیری شد.»
وی با بیان اینکه اگر این سطل ها آتش میگرفت خانمها که نزدیک آنها بودند هم میسوختند گفت:«زمانی که از آتش زدن سطل زباله ناتوان شدند، ضلع غربی را که شهرداری از یك هفته قبل كنده بود باعث شد که سنگهایی در اختیار اغتشاشگران قرار گیرد، و سنگها هم به گونهای بود که حدود 10 متر را در اختیار آنها قرار داده بود تا سنگپرانی کنند لذا موفق به این کار شدند.»
صالحان به مجروحان این حادثه اشاره کرد و اظهار داشت:«یكی از رفقای ما كه خلبان ایران ایر است با همسر و فرزندش آمده بود که قصد داشت در برابر این جماعت بایستد ولی متاسفانه ایشان را در برابر همسر و فرزندش کف خیابان خواباندند و به شدت وی را مجروح کردند، همچنین بینی یکی دیگر از افراد را شکستند، و علیرغم اینکه دوستان از اصابت سنگها به بنده و مردم جلوگیری میکردند یکی از سنگها نیز به بنده خورد و من از ناحیه گوش و صورت به شدت زخمی شدم.»
حضور فائزه هاشمی در هتک حرمت عاشورا
کمی بعد فیلمی منتشر شد که از حضور فائزه در جمع اغتشاشگران روز عاشورا حکایت داشت. خبرگزاری فارس
طی خبری نوشت:«فائزه هاشمی پس از چند روز سپری كردن تعطیلات در شمال كشور، روز عاشورا هم به جمع آشوبگران در تهران پیوست.»
این خبر میافزود:«فائزه هاشمی كه در چند روز تعطیلات در تفرج در شمال كشور بسر میبرد این منطقه را به قصد حضور در اغتشاشات روز عاشورا تهران ترك كرد. وی روز عاشورا به همراه حدود 15 نفر از بستگان و خانواده در اغتشاشات حضور پیدا كرد.»
نامه سرگشاده سیدحمید روحانی به هاشمی رفسنجانی
هاشمی رفسنجانی در مقابل اهانتهایی که در روز عاشورای حسینی صورت پذیرفت، سکوت کرد. در این زمان بود که حمید روحانی قلم به دست گرفت تا هاشمی رفسنجاین را مخاطب خود قرار دهد.
سید حمید روحانی نوشته بود: «باور این جمله به نقل از شما در رسانهها سخت است كه: "جمهوری اسلامی حمایت مردم را از دست داده است"!! (گاردین سایت بی بی سی، 27 / تیرماه / 88 ) آیا میدانید كه استكبار جهانی و در رأس آن شیطان بزرگ اگر روزی این دروغ را باور كنند كه "جمهوری اسلامی حمایت مردم را از دست داده است" در یورش به ایران درنگ نمیكنند؟ آیا این گونه سیاهنماییها آب به آسیاب دشمن نمیریزد؟ و دشمن را به طمع نمیاندازد؟»
در این نامه آمده بود: «جنابعالی با این اشتباه آشكار كه در زندگی سیاسی خود دارید، چگونه خود را در حد امام مینمایانید؟! امام را در جریان بنیصدر به زیر سؤال میبرید و ادعا میكنید كه امام به سبب اینكه در جامعه حضور نداشت از ماهیت بنیصدر آگاهی نیافت و جنابعالی چون در میان مردم بودید و در اجتماع حضور فیزیكی داشتید، بنی صدر را به درستی شناخته بودید و خطر او را دریافته بودید لیكن امام خطر را برنمیتافت! و از بنیصدر حمایت می كرد و سرانجام دریافت كه نظر شما درست و مطابق با واقع است! و …جنابعالی اگر به راستی این ادعا را باور دارید كه امام به سبب اینكه در اجتماع حضور نداشت، بنیصدر را به درستی نشناخته بود و به ماهیت او پی نبرده بود، باید عرض كنم كه هنوز امام را نشناختهاید.»
سید حمید روحانی با اشاره به نامه منتشر شده از سوی هاشمی خطاب به او نوشت:«این نخستینبار نیست كه
جنابعالی
برای به زیر سؤال بردن كسانی كه به نقد از كار و كردار شما برخاستهاند به
اتهام زنی روی میآورید و تلاش میكنید كه منتقدان را با لجنپراكنی و
پیرایهتراشی خاموش سازید، زبانها را ببندید، قلمها را بشكنید و همگان را
به تسلیم و كرنش وادارید. شما در پی رحلت امام عزیز آن روز كه بر تخت
ریاست جمهوری تكیه زدید و بر این باور بودید كه حرف و سخن و رأی و نظر شما
باید "فصل الخطاب" باشد! آیا به یاد دارید كه با برخی از همسنگران دیرینه
خود به جرم اینكه در برابر حرف و نظر شما حرف داشتند و به نقد و نظر
میپرداختند چه رفتاری كردید؟ آیا به یاد دارید كه به آقای كروبی چه
نسبتهای ناروا دادید؟! آیا میدانید كه نسبت به حاج خانم كروبی، آن بانوی
سخت كوش، دلسوز و وفادار به كانون خانواده كه همه توان خود را در راه خدمت
به كشور و ملت به كار گرفته بود، چه ظلم و جفایی كردید؟! آیا بر این باورید
كه تاریخ این نارواییها و جفاكاریها را به دست فراموشی میسپارد؟ البته
چوب این رفتار ناشایست خود را نیز خوردید و آنچه را كه به ناحق به دیگران
نسبت دادید دامنگیر خودتان شد؛ اما دریغ كه درنیافتید، به خود نیامدید و
باور نكردید كه "دار دنیا دار مكافات است."»
روحانی افزود:«به دنبال نامه سرگشاده جنابعالی به مقام معظم رهبری و اولتیماتومی كه در آن نامه داده بودید، نیروهای انقلابی و حزباللهی و دلسوزان و وفاداران به نظام جمهوری اسلامی نگران و اندیشناك شدند كه مبادا جنابعالی در اندیشه جدایی از رهبری و مخالفت با ایشان باشید. در پی آن مطرح شدن شورای رهبری و زمزمه آن از سوی جنابعالی این نگرانی را بیش از پیش قوت بخشید كه جنابعالی نقشههایی در سر دارید. بسیاری از موضع گیریهای مردمی بر ضد شما نیز ریشه در این رفتار نامناسب شما داشت. در چنین شرایطی خرد و مصلحت اقتضا میكرد كه جنابعالی پیروی خود را از مقام رهبری و لزوم اطاعت از ایشان را با صراحت و بیپرده اعلام كنید و به نگرانیها پایان دهید، لیكن جنابعالی نه تنها این كار را نكردید بلكه اعلام كردید كه "من 50 سال با آیتالله خامنهای رفیقم"! و بدین گونه از روشن كردن موضع خود در برابر رهبری سر باز زدید. آیا مخاطب از این جملة شما این برداشت را نمیكند كه به اصطلاح معروف در میان دعوا نرخ تعیین كردید و جایگاه خود را نشان دادید؟! و انگار با زبان بیزبانی خواستید بگویید كه من نیز در سطح ایشان و در همان قد و قوارهام؟! و می توانم در همان جایگاه قرار بگیرم؟!»
بزرگترین خطر غرور، خودخواهی، خودبزرگبینی و افتادن در ورطه لیبرالیسم است
سید حمید روحانی تصریح کرده بود: «امروز بزرگترین خطری كه پیروان خط امام را تهدید میكند افزون بر غرور، خودخواهی و خودبزرگبینی و فرو افتادن در ورطه سیاست شوم لیبرالیستی است كه خطر آن برای حوزههای اسلامی و مقامات روحانی از خطر ماركسیسم به مراتب بیشتر و شكنندهتر است؛ چنانكه تحجرگرایی نیز برای روحانیت از زهر هلاهل خطرناكتر میباشد، لیكن آن چه امروز یاران امام را به سقوط و بیآبرویی تهدید میكند و از مردم جدا میسازد، اندیشه استعماری لیبرالیستی است كه حتی بزرگانی چون آقای منتظری را از امام و انقلاب گرفت و از مردم جدا كرد و امروز نیز میبینیم كه چهرههایی انقلابی، با پیشینه درخشان خط امامی را، به كام خود فرو برده و رویاروی مردم قرار داده است.»
او با اشاره به خطر لیبرالیسم آورده بود:«یكی از آثار شوم گرایش به لیبرالیسم جدا شدن از مردم است. لیبرالیستها هیچ گاه با مردم حركت نمیكنند، در صف مردم حضور ندارند، در تظاهرات و راهپیماییهای مردمی دیده نمیشوند، زبان مردم را درك نمیكنند، خصلت مردمی ندارند، از مردم فراوان دم میزنند، لیكن از راه و مرام مردم بیگانهاند نمونه آشكار این جریان "نهضت آزادی " است كه از روز موجودیت خود تا به امروز (جز در مقطع كوتاهی كه به ظاهر پشت سر امام ایستاد) هیچ گاه نتوانسته است پایگاه مردمی به دست آورد، همراه با مردم حركت كند و در صف مردم بایستد. امروز میبینیم كه شماری از كسانی كه از یاران امام شمرده میشدند به دنبال فرو غلطیدن به ورطه لیبرالیسم و پیوستن به باند "تسلیمطلبان "، به كلی از مردم جدا شدهاند، در تظاهرات میلیونی كه در روزهای اخیر در اعتراض به هتك حرمت به امام در سراسر كشور برپا گردید، از این جناح ـ به ویژه در تهرانـ در میان راهپیمایان و تظاهركنندگان كسی دیده نشد و خواهان مجوز برای راهپیمایی مستقل شدند!! انگار ننگ داشتند كه در تظاهرات مردمی شركت كنند! و همراه و همگام با مردم باشند! لابد تظاهرات میلیونی مردم در سراسر كشور را از مشتی "لباسشخصیها " میپندارند!! و "مردم " از دید آنان كسانی هستند كه به باند "تسلیمطلبان " وابسته باشند و در مقابل بیگانگان ـ به ویژه شیطان بزرگـ كرنش كنند و تسلیم باشند و در برابر نظام اسلامی گردنكشی، یكدندگی و ستیزهجویی به خرج دهند و به اصطلاح "عرف بینالمللی " را رعایت كنند و بیجهت برای ایران دشمن نتراشند!»
سکوت معنادار هاشمی در برابر اهانتهای عاشورا
با گذشت روزها از رسوایی عاشورای سبزها؛ سکوت هاشمیرفسنجانی در قبال هتک حرمت مقدسات توسط حامیان موسوی ادامه یافت. در حالی که مراجع عظام تقلید و بزرگانی همچون آیت الله نوری همدانی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله شبیری زنجانی، آیت الله سبحانی و همچنین آیت الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، با صدور بیانیه ها و مصاحبههایی از هتک حرمت صورت گرفته در روز عاشورا توسط حامیان موسوی اعلام انزجار کردند، هاشمی رفسنجانی، همچنان ترجیح داد در این موضوع سکوت اختیار کند.
این در حالی بود که هاشمی رفسنجانی در سخنانی در جمع دانشجویان در مشهد مقدس با اشاره به برخی اقدامات و آشوب های خیابانی گفته بود:«حكومت همه چیز را در دست دارد، پول، نیرو و رسانه دارد و بالاخره كسانی را دارد كه در مواقع لزوم در خیابانها جمع شوند. بسیج و سپاه را هم دارد كه خودشان از متن مردم برخاستهاند. در آن طرف هم عده زیادی از مردم هستند. دانشجو، دانشآموز، استاد، معلم، مدیر، كارگر، كاسب، زن و مرد و ... كه بعضیها ساكت و بعضیها فعال هستند. این گونه كه به جایی نمیرسیم.»
اما واکنش بسیاری از فضلای حوزه علمیه قم از جمله آیت الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نسبت به این سخنان هاشمی رفسنجانی باعث اصلاح مواضع وی نشد و هاشمی رفسنجانی ترجیح داد تا تنها به صدور چند جوابیه اکتفا کند.